جبرئيل عرضه داشت : اراده كجا دارى ؟ جبرئيل فرمود : خداوند متعال بر حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم نعمتى عنايت فرموده و من را براى گفتن تهنيت از جانب خودش و خودم به نزد آن جناب فرستاده اكنون محضر مبارك آن حضرت مىروم . فطرس عرضه داشت : اى جبرئيل من را با خودت ببر شايد حضرت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم براى من دعاء فرمايد . حضرت فرمودند : جبرئيل فطرس را با خود برد و هنگامى كه به مكان رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم رسيد فطرس را بيرون گذارد و خودش محضر مبارك آن جناب مشرّف گرديد و از ناحيه خدا و خود به حضرتش تهنيت گفت و سپس حال فطرس را گزارش داد . حضرت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمودند : اى جبرئيل او را داخل كن . جبرئيل او را داخل نمود و وى حال خود را براى آن جناب بازگو نمود . پيامبر اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم برايش دعاء نموده و فرمودند : بال شكسته خودت را به اين مولود بكش و به جاى خودت برگردد . حضرت فرمودند : فطرس بال شكسته اش را به حضرت امام حسين عليه السّلام كشيد و سالم شد و به هوا پرواز كرد و گفت : اى رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم : اين حتمى است كه امّت شما عنقريب اين مولود را خواهند كشت و در مقابل حقّى كه اين مولود بر من دارد ملتزم هستم هر زائرى كه او را زيارت كند ، زيارتش را به آن حضرت رسانده و هر سلامكننده اى كه به حضرتش سلام كند ، سلامش را به محضرش ابلاغ نموده و هر كسى كه به جنابش تهنيت گويد آن را به حضورش عرضه نمايم اين بگفت و به آسمان پرواز كرد .