حديث پنجم ترجمه : محمّد بن جعفر قريشى رزّاز از محمّد بن حسين ، از محمّد بن سنان ، از هارون بن خارجه ، از ابى بصير ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده ، وى مىگويد : شنيدم از حضرت امام صادق عليه السّلام كه مىفرمودند : هنگامى كه حضرت حسين بن على عليهم السّلام نزد رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بودند جبرئيل بر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم داخل گشت و عرضه داشت : اى محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم آيا وى را دوست مىدارى . حضرت فرمودند : بلى . عرض كرد : اين حتمى است كه امّت شما عنقريب او را خواهند كشت . امام صادق عليه السّلام فرمودند : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم شديدا محزون و غمگين شدند . پس جبرئيل عليه السّلام عرضه داشت : يا رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم آيا مىخواهى تربت و خاكى كه وى روى آن كشته مىشود را ببينى ؟ حضرت فرمودند : بلى . پس فاصله بين مجلس رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و كربلا فرو رفت به طورى كه اين قطعه با هم متصل شد به اين نحو ( سپس امام صادق عليه السّلام براى تصوير كردن اتصال دو قطعه زمين دو انگشت سبابه دستها را به هم متّصل فرمودند ) . پس از آن جبرئيل با بالش مقدارى از تربت كربلا را برداشت و رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم آن را از وى گرفتند سپس جبرئيل به كمتر از چشم به هم زدن برگشت . و بعد از آن رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمودند : چه خوش تربتى هستى و چه خوش كسى است كه در تو كشته مىشود .