حديث سوّم ترجمه : پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله و او از محمّد بن حمّاد و او از برادرش احمد بن حمّاد و از محمّد بن عبد الله از پدرش نقل نموده كه گفت : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه فرمودند : جبرئيل عليه السّلام محضر مبارك رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم مشرّف شد و عرضه داشت : اى محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم سلام بر تو ، آيا تو را به فرزندى كه امّتت بعد از تو او را مىكشند بشارت ندهم ؟ ! حضرت فرمودند : من را به آن نيازى نيست . امام صادق عليه السّلام فرمودند : جبرئيل به آسمان رفت سپس براى بار دوّم نازل شد و نزد حضرت آمد و به آن جناب همان گفتار اوّلى را عرض نمود . حضرت فرمودند : من را به آن نيازى نيست . پس جبرئيل به آسمان عروج كرد و بعد براى بار سوّم محضر حضرتش مشرّف شد و همان گفتار را تكرار كرد . حضرت فرمودند : من را به آن نيازى نيست . جبرئيل عرض كرد : پروردگارت اوصياء را در نسل او قرار مىدهد . حضرت فرمودند : بسيار خوب پذيرفتم . يا پس از آنكه جبرئيل گفتار مزبور را ايراد كرد سپس پيامبر اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ايستادند و تشريف بردند تا بر حضرت فاطمه عليها السّلام وارد شدند و فرمودند : جبرئيل عليه السّلام نزد من آمد و مرا به فرزندى كه پس از من امّتم او را مىكشند