نام کتاب : عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 417
ابن جعفر بن محمّد ( عموى امام رضا ) را كه در مجلس حاضر بود گرفت و با خود برد ، من نيز به دنبال آنان رفتم ، مأمون به او گفت : برادرزاده ات را چگونه يافتى ؟ گفت : دانشمند است ، و قبلا هم نديده بوديم كه نزد هيچ يك از علما و اهل علم رفت و آمد داشته باشد ، مأمون گفت : برادرزاده ات از خاندان پيامبر است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مورد آنان فرموده : « نيكان خاندان من و پاكان نسل من ، در كودكى از همهء مردم بردبارتر و در بزرگى از همهء مردم داناترند ، به آنان چيزى ياد ندهيد ، چه آنكه آنان از شما داناترند ، از در هدايت شما را خارج نخواهند كرد و در ضلالت شما را داخل نخواهند كرد » . ( پس از آن ) حضرت رضا عليه السّلام به منزل رفتند ، فردا صبح به نزد آن حضرت رفته و صحبتهاى مأمون و محمّد بن جعفر ( عموى آن حضرت ) را به اطَّلاع ايشان رساندم و آن حضرت خنده اى كرده فرمودند : اى ابن جهم ! آنچه شنيدى فريبت ندهد ، او مرا به خدعه و نيرنگ خواهد كشت و خدا براى من از او انتقام خواهد گرفت . مؤلَّف اين كتاب ( شيخ صدوق ) گويد : با توجّه به ناصبى بودن علىّ بن
417
نام کتاب : عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 417