نام کتاب : عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 36
براى اين كار ، بارها و بارها به حضرت اصرار كرد ولى ايشان در هر بار امتناع مىفرمودند تا اينكه بالأخره حضرت خود را در خطر مرگ ديدند ، و دعا كردند « اللَّهمّ انّك قد نهيتني . . » ( تا آخر دعاى متن ) كه ترجمهء آن چنين است : « بار خدايا ، تو مرا از اينكه خود را با دست خويش به هلاكت اندازم ، نهى فرموده اى ، او مرا مجبور كرده است بگونه اى كه اگر ولايت عهدى او را نپذيريم در خطر كشته شدن قرار گيرم ، من نيز همان گونه كه يوسف و دانيال عليهما السّلام مجبور شدند تا ولايت و حكومت را از ظالم زمان خود قبول نمايند ، ( به اين كار ) مجبور شدهام ، خداوندا ، حكومتى نيست جز حكومت تو ، و من ولايتى ندارم جز آنچه از طرف تو به من اعطا شود . مرا در اقامهء دين و احياء سنّت پيامبرت محمّد صلى الله عليه و آله موفّق فرما . زيرا توئى مولى و ياور من ، و چه خوب مولى و ياورى هستى ! » . سپس حضرت رضا عليه السّلام با گريه و حزن و اندوه ولايت عهدى را از مأمون
36
نام کتاب : عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 36