نام کتاب : عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 315
حضرت فرمودند : به او سلام برسان و بگو متوجّه منظور شما شدم ، و إن شاء الله خودم فردا صبح خواهم آمد . نوفلىّ ادامه داد : وقتى ياسر رفت ، حضرت رو به ما كرده فرمودند : نوفليّ ! تو عراقىّ هستى و عراقىّها طبع ظريف و نكته سنجى دارند ، نظرت در بارهء اين گردهمائى از علماى اديان و اهل شرك توسّط مأمون چيست ؟ عرضكردم : ميخواهد شما را بيازمايد ، و كار نامطمئنّ و خطرناكى كرده است ، حضرت فرمودند : چطور ؟ عرض كردم : متكلَّمين و اهل بدعت ، مثل علماء نيستند ، چون عالم ، مطالب درست و صحيح را انكار نمىكند ، ولى آنها همه ، اهل إنكار و مغالطهاند ، اگر بر اساس وحدانيّت خدا با آنان بحث كنيد ، خواهند گفت : وحدانيّتش را ثابت كن ، و اگر بگوئيد : محمّد صلى الله عليه و آله رسول خداست ، مىگويند : رسالتش را ثابت كن ، سپس مغالطه مىكنند و باعث مىشوند خود شخص ، دليل خود را باطل كند و دست از حرف خويش بردارد ، قربانت گردم ،
315
نام کتاب : عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 315