responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 2  صفحه : 287


و وصى و وزير او و اداكنندهء احكام من بعد از محمد بر خلق من و خليفه من بر بندگان من كه بيان كند از براى ايشان كتاب مرا و سير كند در ميان ايشان با علم و حكمت من و او را علم قرار دادم كه گمراهان را هدايت كند و او را باب خود قرار دادم كه خلق من از آن باب در آيند و او را خانهء خود قرار دادم كه هر كس در آن داخل شود از آتش من ايمن باشد و او را ملجا قرار دادم كه هر كسى باو پناه برد از بدى دنيا و آخرت محفوظ باشد و او را وجه خود قرار دادم كه هر كس بطرف او توجه كند روى من از او نگردد و او را حجت خود در آسمانها و زمينها قرار دادم بر جميع كسانى كه در آسمان و زمين باشند از آفريدگان من ، عمل احدى را قبول نكنم مگر آنكه اقرار كند بولايت او و نبوت محمد رسول من ، على است دست من كه پهن شده است بروى بندگان من على است نعمت من كه آن نعمت را بهر كس از بندگان كه دوست دارم عطا كردم پس هر كسى على را دوست دارد از بندگان من و ولايت او را قبول كند مىشناسانم باو ولايت و معرفت على را و هر كس از بندگان من كه او را دشمن دارد من او را دشمن دارم زيرا كه از معرفت و ولايت على ( ع ) عدول و اعتراض نموده است بعزت و جلال خودم قسم كه ولايت على را از بندگان من قبول نكند مگر آنكه او را از آتش خودم دور كنم و داخل بهشتش كنم و بندگان من على را دشمن ندارد مگر آنكه او را از بهشت دور كنم و در داخل آتش كنم و بد ماوائى است جهنم . از حسن بن جهم مروى است كه گفت از حضرت رضا ( ع ) سؤال كردم و عرض كردم فداى وجودت حد توكل چيست بمن فرمود كه حد توكل و معنى توكل اينست كه چون با خداوند باشى از احدى نترسى عرض كردم حد تواضع چيست فرمود آنست كه نوعى با مردم رفتار كنى كه دوست بدارى مردم مثل آن با تو رفتار كنند عرض كردم فداى وجودت ميخواهم بدانم چگونه‌ام من در نزد تو فرمود نظر كن كه من چگونه‌ام در نزد تو . على بن نعمان از حضرت على بن موسى الرضا ( ع ) روايت كرده است كه بآن جناب عرض كردم فداى وجودت ثؤلول [1] بسيارى در بدن من نمايان شده است و از اين جهت غمناك شده‌ام و از تو مسألت ميكنم كه چيزى بمن تعليم كنى كه بآن منتفع شده و استشفا جويم آن جناب فرمود از براى هر ثؤلول هفت دانهء جو بردار و در هر جوى هفت مرتبه بخوان از اول * ( إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ ) * تا قول حقتعالى * ( فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا ) * و قول حقتعالى را * ( وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً لا تَرى فِيها عِوَجاً وَلا أَمْتاً ) * پس از آن هر دانهء جو را برميدارى و هر ثؤلولى ميمالى و اندانه هاى جو را بر خرقهء نو مىپيچى و سنگى بدان خرقه مىبندى و در جايى پنهان ميكنى راوى گويد من چنين كردم و در روز هفتم بآن ثؤلولها نظر كردم چيزى از آن باقى نبود و سزاوار است كه اين عمل را در



[1] - ثؤلول - جوشهاى ريزى است كه در بدن پيدا مىشود .

287

نام کتاب : عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 2  صفحه : 287
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست