نام کتاب : تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) نویسنده : ابن شعبة الحراني جلد : 1 صفحه : 883
سخنان امام حسن عسكرى عليه السّلام از امام پاك و ناب ، رهنما ، ابو محمّد حسن بن على عليهما السّلام در همين زمينهها ( اخلاق ، حكمت و غيره ) روايت شده است نامهء امام حسن عسكرى عليه السّلام به اسحاق بن اسماعيل نيشابورى « خداوند ، ما و تو را به پردهء خود پوشش دهد و تو را در همهء امور به لطف و احسان خود يارى فرمايد . رحمت خدا بر تو باد ، نامه ات را فهميدم و ما به حمد و نعمت خدا اهل بيتى هستيم كه بر دوستان خود دلسوزيم و از احسان پياپى خداوند بر ايشان و فضل او بر آنان شادمان مىشويم و هر نعمتى كه خداى تبارك و تعالى به آنان ارزانى دارد ، [ در واقع آن را نعمت بر خود ] محسوب نماييم . اى اسحاق ! خداوند بر تو و همفكران تو ، نعمت خود را تمام نموده و كمال نعمتش را نيز به بهشت رفتن مقدّر فرموده است . و هيچ نعمتى ، هر چند والا و ارزنده باشد ، نيست مگر آنكه اداى سپاس آن به « الحمد لله » گفتن است . آرى نامهاى خدا مقدّس است . و من مىگويم : « الحمد لله » سپاس خدا را به بهترين سپاسى كه سپاسگزار به پيشگاه او تا ابد و براى هميشه ادا كرده ، ادا نمايم ، در برابر منّتى كه از رحمت خود بر تو نهاده است و تو را از هلاكت نجات داده و راه عبور تو را بر آن گردنه هموار ساخته و به خدا سوگند كه آن گردنه اى است غير قابل عبور ، كارش سخت و راهش دشوار و گرفتارى در آن بزرگ است ، گردنه اى كه در كتابهاى كهن از آن شده است . قطعا عده اى از شما در دوران امام پيشين عليه السّلام تا زمانى كه عمرش تمام شد و همچنين در دوران امامت من كارهايى انجام داديد كه نزد من ناپسند و نااستوار و بدون توفيق بوده است . اى اسحاق ! به طور يقين بدان كه همان هر كس از اين دنيا كور بيرون رود ، در آخرت هم كور و گمراهتر است . اى اسحاق ! مراد نابينايى ظاهرى نيست بلكه نابينايى باطنى است كه همان كورى دلهايى است كه درون سينه هاست ؛ و اين است معنى فرمايش خدا در آيات محكم قرآن از زبان بيدادگر ، آنجا كه گويد : « پروردگارا ، چرا مرا نابينا محشور كردى با آنكه بينا بودم ؟ [ خداوند ] مىفرمايد : همان طور كه نشانههاى ما بر تو آمده و تو آنها را به فراموشى سپردى ، امروز همان گونه فراموش مىشوى » . [ سورهء طه ( 20 ) ، آيهء 125 و 126 ] .
883
نام کتاب : تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) نویسنده : ابن شعبة الحراني جلد : 1 صفحه : 883