نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 306
و چون اين آية فرود آمد رسول خدا فرمود : در ميان شما كسى هست كه پس از من بحكم تاويل قرآن مىجنگد چنانچه من بحكم ظاهر قرآن جنگيدم . عرض شد يا رسول الله آن شخص كيست ؟ فرمود : كسى كه مشغول پاره دوزى كفش خويش است و مقصودش امير المؤمنين عليه السّلام بود . و عمار ياسر ( در جنگ صفين ) گفت زير همين پرچم در ركاب رسول خدا و خاندانش سه بار جنگيدهام و بخدا قسم اين چهارمين بار است بخدا سوگند اگر آن قدر شمشير بر ما بزنند كه ما را تا نخلستان هجر ( شهرى است در يمن ) عقب برانند ما بهتر خواهيم دانست كه ما بر حقيم و آنان بر باطل و روش امير المؤمنين با دشمنان خود در جنگ همان روش رسول خدا بوده در بارهء اهل مكة روزى كه مكة را فتح فرمود كه هيچ از فرزندانشان اسير نگرفت و فرمود هر كس در خانه اش را بست و اسلحه بر زمين گذاشت يا بميان خانهء ابى سفيان درآمد در امان است . امير المؤمنين هم روز جنگ بصرة بدشمنان خود چنين فرمود : فرزندى را از آنان باسيرى نگيريد و زخمدارى را نكشيد و فرارى را تعقيب نكنيد و هر كس در خانه اش را بست و اسلحه بر زمين انداخت در امان است . و اما شمشيرى كه در نيام است شمشيرى است كه با آن حكم قصاص اجرا مىشود خداى عز و جل فرموده است : قصاص جان بجان است [1] اختيار كشيدن اين شمشير بدست اولياء مقتول است ولى صدور حكمش بدست ما است . اين بود شمشيرهائى كه خداى عز و جل پيغمبرش را با آنها بر انگيخت كسى كه آنها را انكار كند و يا چيزى از روش و احكام آنها را انكار كند همانا بر قرآنى كه خدا بر محمد فرو فرستاده كافر شده است . ( دوستى پنج شرط دارد ) 19 - امام صادق عليه السّلام فرمود : دوستى را شرايطى است كسى كه همهء اين شرايط در او نيست او را