responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 297


و روان شد كه ناگاه گوشت مردار گنديدهء كرم افتاده اى ديد و با خود گفت : كه پروردگار من فرمانم داده از اين بگريزم پس از آن گريخت و بازگشت پس بخواب ديد گوئى باو گفته شد كه مأموريت خود را انجام دادى آيا ميدانى چه بود ؟ گفت نه ، باو گفته شد اما كوه صورت خشم بود كه بنده چون خشمناك گردد از عظمت خشم ، خود را نبيند و قدر خود نشناسد و چون خويشتن دارى كند و قدر خود بشناسد و آتش خشمش فرو نشيند سرانجامش مانند همان لقمهء گوارا است كه خوردى و اما طشت آن عمل شايسته است كه چون بنده ءاى آن را بپوشاند و پنهانش كند خداوند نگذارد جز آنكه آشكارش سازد تا بنده را با آن بيارايد علاوه بر پاداش آخرت كه براى او ذخيره فرموده است و اما پرنده مرديست كه پندى برايت آورد او را و پندش را بپذير و اما باز آن مردى است كه از پى حاجتى بنزد تو آيد نوميدش مكن و اما گوشت گنديده آن غيبت است از آن بگريز .
( در شانه زدن پنج خاصيت است ) 3 - امام صادق عليه السّلام فرمود : در بيان آيهء شريفه * ( خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ ) * ( هر گاه بمسجد شويد خود را آرايش كنيد ) فرمود مقصود از آرايش شانه زدن است شانه زدن جلب روزى كند و موى را زيبا گرداند و حاجت روا سازد و منى را بيفزايد و بلغم را ببرد رسول خدا را شيوه آن بود كه زير ريش خود را چهل بار شانه ميزد و از بالاى ريش هفت بار و ميفرمود : كه اين چنين شانه زدن هوش را زياد ميكند و بلغم را مىبرد .

297

نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 297
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست