نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 232
34 - ربيعه جرشى گويد : در مجلس معاوية كه سعد بن وقاص نيز حضور داشت نامى از على برده شد سعد گفت : نام على بردى ، متوجه باش كه چهار منقبت مخصوص او است كه اگر يكى از آن چهار مرا بود دوستتر داشتم از چنين و چنان و نام شتران سرخ مو را برد يكى آنكه پيغمبر در بارهء او فرمود : فردا پرچم را بدست كسى خواهم داد كه خدا و رسول او را دوست دارد و خدا و پيغمبر نيز او را دوست دارند و ديگر گفتار پيغمبر در باره او كه فرمود : تو از من بجاى هارونى از موسى و فرمودهء آن حضرت بهر كه مولا منم على است مولاى او و چهارم را سعد فراموش كرده بود . ( گفتار معاوية بابن عباس كه من بخواطر چهار خصلت تو را دوست دارم با اينكه چهار خصلت را بر تو بخشيدهام ) 35 - عبد الملك بن مروان گويد : روزى با جماعتى از قريش كه چند تن از بنى هاشم نيز حضور داشتند نزد معاوية بوديم معاوية گفت اى بنى هاشم بچه بر ما مىنازيد مگر ما از يك پدر و مادر نيستيم و خانمان و زادگاهمان يكى نيست ؟ ابن عباس گفت : ما بهمان بر شما مىنازيم كه تو با آن بر ديگر افراد قريش مىنازى و قريش با آن بر انصار مىنازد و انصار بر ديگر قبايل عرب و عرب بر عجم ، ما به رسول خدا مىنازيم و به آنچه نه آن را انكار توانى كرد و نه از آن گريز توانى نمود معاوية گفت : اى ابن عباس راستى زبان برنده اى دارى كه باطل خود را بر حق ديگرى چيره كنى ابن عباس گفت :
232
نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 232