نام کتاب : الأمالي ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 385
نمايد چون از قبرش پرداختند مادر سعد برخاست و گفت اى سعد بر تو گوارا باد بهشت رسول خدا فرمود اى مادر سعد آرام باش و با پروردگارت قطع مكن زيرا سعد گرفتار فشار قبر شد گويد رسول خدا ( ص ) برگشت و مردم برگشتند و بآن حضرت گفتند يا رسول الله ما ديديم با سعد آن كردى كه با احدى نكردى تو بىرداء و كفش دنباله جنازه اش را رفتى فرمود فرشتهها بىردا و پاى برهنه دنبال او بودند و من بآنها تاسى كردم ، گفتند راست و چپ تابوتش را گرفتى ؟ فرمود دستم بدست جبرئيل بود و هر جا را ميگرفت ميگرفتم ، گفتند تو دستور غسلش را دادى و بر او نماز خواندى و او را بدست خود در گور نهادى و باز هم فرمودى كه سعد فشار قبر دارد ؟ فرمود آرى با خاندان خود بداخلاقى ميكرد . 3 - رسول خدا ( ص ) بابى درداء فرمود هر كه صبح كند تندرست و آسوده و خوراك آن روز را دارد گويا همه دنيا را باو دادند ، اى پسر جعشم بس است از دنيا تو را آنچه رفع گرسنگى تو كند و عورتت را بپوشد و اگر خانه هم داشته باشى كه در آن جا كنى چه خوب است و اگر مركب سوارى هم داشته باشى به به و گر نه همان نان و كوزه اى آب و بيش از آن حسابش بر تو است يا عذابش . 4 - هرون بن خارجه گويد امام صادق ( ع ) بمن فرمود از منزلت تا مسجد كوفه چه اندازه است ؟
385
نام کتاب : الأمالي ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 385