نام کتاب : الاعتقادات في دين الإمامية ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 70
پروردگارش پس گفت الله ربى و سؤال شد از پيغمبرش پس جواب داد محمد و سؤال شد از ولى و امامش . پس جواب بر او در بسته گرديد من گفتمش پسرت پسرت و الله اعلم [1]
[1] فرموده است شيخ مفيد رحمه اللَّه كه آنچه ذكر نموده است آن را ابو جعفر ره افاده نمينمايد آنچه كه حاجت راست مىباشد بسوى آن در باب سؤال قبر و غير از آن و آنچه واجبست كه ذكر شود در اين مطلب آن چيزى است كه من ثبتكنندهام آن را ان شاء اللَّه تعالى . آمده است اخبار صحيحه از حضرت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله كه ملائكه نازل ميشوند بر كسانى كه در قبر گذارده شدهاند ، پس سؤال ميكنند ايشان را از دينهاى ايشان و لفظهاى خبرها به اين مطلب نزديك به يكديگر ميباشند پس بعضى از آن اخبار اين است كه از براى خداوند دو ملك است كه گفته مىشود از براى آن دو ناكر و نكير ، فرمود مىآيند بر ميت پس سؤال ميكنند او را از پروردگارش و پيغمبرش و دينش و امامش پس اگر او جواب داد به حق تسليم ميكنند او را بسوى ملائكه نعيم و اگر متزلزل شد امر بر او تسليم ميكنند او را بسوى ملائكه عذاب و گفته شده است در پارهء اخبار اينكه اسم دو ملكى كه فرود مىآيند بر كافر ناكر و نكير است و اسم آن دو ملكى كه فرود مىآيند بر مؤمن مبشر و بشير است و گفته شده است كه جز اين نيست كه ناميده شدهاند دو ملك كافر ناكر و نكير به جهت آنكه او يعنى ميت انكار مينمايد حق را و انكار مينمايد آنچه را كه ملكين مىآورند آن را و ناخوش دارد آن را و نام گذارده شده است دو ملك مؤمن مبشر و بشير به جهت آنكه آن دو بشارت ميدهند او را بنعيم و بشارت ميدهند او را از جانب خداوند به رضا و ثواب نعيم و گفته شده است اينكه اين دو اسم نيستند بلكه لقب آن دو ملك است و آن عبارتست از فعل ايشان و اينها امورى است كه نزديك مىباشد بعضى از آنها ببعضى و محال نميباشد معانى آنها و خداوند داناتر است بحقايق امور و بتحقيق كه گفتيم ما در پيش كه جز اين نيست كه فرود مىآيند دو ملك بر كسى كه خالص نموده است ايمان را خالص كردنى و يا خالص نموده است كفر را خالص نمودنى و غير از اين دو نفر پس فراموش مىشود از او ، و بيان نموديم كه خبر آمده است به اين مضمون پس از جهت خبر است كه گفتيم در آن آنچه را ذكر نموديم آن را . و بعد از آن شيخ مفيد فرموده است كه : فرود نمىآيند آن دو مگر بر زنده و سؤال نميكنند مگر از كسى كه بفهمد سؤال را و بشناسد معنى آن را و اين دلالت مىكند بر آنكه خداوند تعالى زنده مىكند بنده را بعد از مرگش از براى سؤال و هميشه ميدارد حياتش را از براى نعيم اگر مستحق آن مىباشد ، يا از براى عذاب اگر بوده باشد حقش ، پناه ميبريم به خدا از خشمش و سؤال ميكنيم او را برحمتش كه توفيق دهد ما را بر عمل كردن آنچه كه رضاى اوست و غرض از فرود آمدن آن دو ملك و سؤال نمودن ايشان بنده را آن است كه خداوند تعالى موكل نموده است ببنده بعد از مرگش ملائكه عذاب را و نيست از براى ملائكه راهى بسوى دانستن آنچه مستحق مىباشد آن را بنده مگر باعلام خداوند تعالى آن را براى ايشان پس آن دو ملكى كه فرود مىآيند بر بنده يكى از ايشان از ملائكه نعيم است و ديگر از ملائكه عذاب ، پس هر گاه فرود آمدند از براى آنچه موكل ميباشند به آن ، استبراء نمايند حال بنده را بسؤال نمودن پس اگر جواب داد به آنچه به آن مستحق نعيم باشد بماند با او ملك نعيم و بالا رود از او ملك عذاب و اگر ظاهر گردد در او علامت استحقاق او عقاب را موكل بماند با او ملك عذاب و بالا رود از او ملك نعيم و بتحقيق كه گفته شده است كه ملائكهاى كه موكلند بنعيم و عقاب ، غير از آن دو ملكى ميباشند كه موكلاند بسؤال ، و جز اين نيست كه ميشناسند ملائكه نعيم و ملائكه عذاب آنچه را كه مستحق آن مىباشد بنده از جهت دو ملك موكل بر سؤال ، پس هر گاه كه سؤال نمودند بنده را و ظاهر شد از او آنچه را كه مستحق مىباشد بسبب آن جزاء را ، مباشر آن شوند ملائكه جزاء و بالا روند دو ملك سؤال بسوى مكان خود از آسمان و اينها همه اش جائز است و نيستيم ما كه جزم كنيم بيكى دون ديگرى زيرا كه اخبار در آن متمائلند و عبارت ما در معنى كه ذكر نموديم آن را وقف و تجويز است . و بعد از آن شيخ مفيد عليه الرحمه فرموده است : و جز اين نيست كه موكل نموده است خداوند تعالى ملائكه سؤال و ملائكه عذاب و ملائكه نعيم را بر خلق به جهت بندگى فرمودن خداوند ايشان را بر اين كار ، چنان كه موكل نموده است ملائكه كاتبين عليهم السّلام را بحفظ اعمال خلايق و نوشتن و نسخه برداشتن آنها و بلند نمودن آن اعمال بمحض بندگى و عبادت فرمودن ايشان به اين كار و چنان كه عبادت فرموده است طايفه از ملائكه را بمحافظت نمودن بنى آدم و گروهى از ايشان را به هلاكت نمودن امتها و زمرهء از ايشان را برداشتن عرش و فوجى از ايشان را بطواف بيت المعمور و بهرى از ايشان را بتسبيح و برخى از ايشان را به استغفار از براى مؤمنين و پارهاى را به نعمت دادن باهل بهشت و بعضى را بمعذب نمودن اهل آتش و امر فرمودن اينها بعبادت نمودن به اين اعمال به جهت آنست كه ثواب دهد ايشان را بر اعمالى كه بجاى مىآورند به آنها تكليف خود را چنان كه عبادت فرموده است بشر و جن را باعمال از براى اينكه ثواب دهد ايشان را بر آنها و عبادت نفرموده است ملائكه را به اين اعمال عبث و باطل چنان كه عبادت نفرموده است بشر و جن را به آنچه ايشان را به آن عبادت فرموده است بازيچه بلكه عبادت فرموده است همه را به جهت جزاء و مقتضاى حكمت از شناسانيدن ايشان را خود تعالى و تقدس و التزام نمودن بايشان شكر نعمت را بر خود و بتحقيق كه بوده خداوند تعالى قادر بر آنكه بكند عذاب را بمستحقش بدون واسطه ، و انعام كند مطيع را بدون واسطه ليكن خلق نموده اين وسائط را به جهت آنچه ذكر نموديم آن را و بيان نموديم وجه حكمت در آن را و وصف نموديم آن را و بعد از آن شيخ مفيد عليه الرحمه فرموده است كه راه و دليل سؤال نمودن ملكين اموات را بعد از خروج ايشان از دنيا بسبب وفات ، آن سمع است و راه دليل علم بباز گردانيدن حيات بسوى ايشان نزد سؤال ، آن عقل است ، زيرا كه صحيح نميباشد سؤال نمودن اموات و استخبار نمودن جماد ، و جز اين نيست كه نيكو است كلام از براى شخص زنده كه تعقل كند آنچه را كه تكلم به آن مىكند و الزام نمودنش به آنچه قادر مىباشد بر آن با آنكه بتحقيق كه در خبر آمده است كه هر پرسيده شدهء باز ميگردد بسوى او حيات نزد پرسيدن او تا آنكه بفهمد آنچه را گفته مىشود از براى او ، پس خبر به اين مطلب تاكيد مينمايد آنچه را كه در عقل است و اگر وارد نشده بود به اين خبرى هر آينه كافى بود حجت عقل در آن به نحوى كه بيان نموديم آن را . مفيد
70
نام کتاب : الاعتقادات في دين الإمامية ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 70