نام کتاب : صحيفة الحسن ( ع ) ( فارسي ) نویسنده : الشيخ جواد القيومي جلد : 1 صفحه : 45
وعدهء ازدواج با يزيد و دادن صد هزار درهم را داد ، ولى پس از شهادت امام و درخواست جعده براى ازدواج با يزيد گفت : ما دوست داريم يزيد زنده بماند و اگر أو را دوست نمى داشتيم بنا به وعده اى كه داده بوديم تو را به عقدش در مى آورديم . امام حسين عليه السلام پيكر برادرش را به همراه ديگر نزديكان تجهيز كرد ، مردم براى تشييع سبط اكبر پيامبر به مدينه آمدند ، پيكر امام را براى برگزارى نماز به مسجد بردند و امام حسين عليه السلام بر آن نماز گذارد ، آنگاه جنازه حضرت را نزديك قبر پيامبر بردند تا با جدش تجديد عهد كرده و در جوار آن حضرت أو را دفن كنند ، آتش حسد و كينه در دل بنى اميه برخاست چرا كه عثمان در حاشيهء گورستان يهوديان به خاك سپرده شده بود ، از اينرو مروان بن حكم و سعيد ين عاص نزد عايشه رفته تا از أو يارى بگيرند ، عايشه نيز كه قلبش از كينه به اين خاندان پر بود از مروان پرسيد : چه كنم ، أو گفت : نزد حسين برو و او را از اين كار منع نما ، از اينرو به مسجد آمد و فرياد زد : كسى را كه دوست نمى دارم وارد خانه ام نكنيد و بدانيد اين كار انجام نمى يابد مگر اينكه گيسوانم پريشان شود و اشاره به پيشانيش نمود . امام حسين عليه السلام بنا به وصيت برادر بزرگش براى جلوگيرى از خونريزى ، آن حضرت را به بقيع برد و در كنار قبر مادر بزرگش فاطمه بنت اسد دفن نمود . رحمت خدا بر أو باد آنگاه كه به دنيا آمد ، و آن هنگام كه شهيد شد ، و آنگاه كه براى انتقام از دشمنانش در پيشگاه عدل الهى حاضر مى گردد . مى توان پرسيد :
45
نام کتاب : صحيفة الحسن ( ع ) ( فارسي ) نویسنده : الشيخ جواد القيومي جلد : 1 صفحه : 45