جمع كثيرى ، شيعه و مستبصر شدهاند . ( 1 ) درباره سعى و كوشش اين بزرگ مطالب شگفت انگيزى نقل شده است ، يكى از نويسندگان معاصر از علماى نجف نقل كرده كه ايشان مدتى در مدينه طيبه بسر برد تا با قاضى القضات طرح دوستى ريخت و توانست به منزل او راه پيدا كند ، و شبها در كتابخانه او به گونه اى كه جلب توجه ننمايد زير نور كم سوى چراغ ! نسخه منحصر به فردى را در مدت شش ماه استنساخ كرد و سپس طى شش ماه ديگر كار مقابله آن را به انجام رسانيد . ( 2 ) نظير اين قضيه را از مرجع فقيد شيعه علامه سيد شهاب الدين مرعشى نجفى نيز درباره ايشان نقل كردهاند . ( 3 ) گويند : هنگامى كه خبر فوت نابهنگام فرزند جوان ميرحامد حسين به او داده شد ، بسيار متأثر گرديد و از آنها خواست كه خودشان تجهيز ميت را انجام دهند ، مردم خيال كردند كه اين ضايعه اسفناك باعث اختلال حواس ايشان شده كه مانند سابق مشغول تحقيقات علمى خويش است ، ميرحامد حسين به فراست مطلب را دريافت لذا صريحاً به آنان گفت كه : تأليف كتاب " عبقات الأنوار " از تشييع فرزندم واجب تر است . ( 4 ) از امور شگفت آور آنكه ايشان به جهت تقوا و ورع تمام اين تأليفات را فقط با كاغذ و مركّبِ ساختِ مسلمين مىنوشت و از آنچه محصول صنعت اجانب بود احتراز مىكرد .