نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 248
پس وقتي كه يكى از آنها مدّت زندگانى دنيايش تمام شده باشد و رزقي كه در دنيا بايد بخورد به آخر رسيده باشد ملك الموت غم و اندوه مرگ را بر أو مىافكند . پس فرو مىگيرد أو را ناراحتىهاى آن و مشكلات و سختىهاى آن بر أو رو مىآورد . پس بعضي از أهل بيت أو موى خود را مىكنند و به صورت خود مىزنند و گريه مىكنند از روى حزن و صدا را به وا ويلا بلند مىكنند . پس ملك الموت مىگويد واي بر شما اين جزع و فزع براي چيست به خدا قسم من رزقي از شما نبردم و براي شماها مرگى را نزديك نكردم . و در نزد أو نيامدم تا اينكه از جانب خدا مأمور شدم . و روح أو را نگرفتم مگر پس از آنكه از خداى متعال اجازه گرفتم . و به تحقيق من به سوى شما بازمىگردم پس بازمىگردم تا اينكه هيچ كدام از شما باقي نماند . ثمّ قال : و الَّذى نفسي بيده لو يرون مكانه و يسمعون كلامه لذهلوا عن ميّتهم و لبكوا على نفوسهم حتّى إذا حمل الميّت في نعشه رفرفت روحه فوق نعشه تنادى يا أهلي و يا ولدى لا تلعبنّ بكم الدّنيا كما لعبت بىمال جمعته من حلَّه و من غير حلَّه و خلَّفته لكم فالمهناة لكم و التّبعة علىّ فاحذروا مثل ما قد نزل بي . پس فرمود : به خدايى كه جان من در دست قدرت اوست اگر مىديدند مكان أو را و مىشنيدند كلام أو را هر آينه از ميّت خود غافل مىشدند و به حال خود مىگريستند . تا اينكه ميّت را بر تابوت حمل مىكنند و أو را برمىدارند ، روح بر بالاى بدن أو پر مىزند و فرياد مىكند : اى أهل من اى أولاد من دنيا شما را به
248
نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 248