از سوى خدا مأمورم كه براى اهل بقيع استغفار نمايم ، سپس به راه خود ادامه داد ، تا به بقيع رسيد ، و فرمود : سلام بر شما اى اهل توبه و اى اهل غربت ، گوارا باد بر شما كه نجات يافتهايد از آنچه مردم در پيش دارند ، فتنههايى بسان پارههاى شبهاى تاريك به سوى مردم رخ نموده ، كه اول و آخر آنها يكى است ( و يك جريان است ) . سپس براى اهل بقيع مكررا آمرزش خواست و بازگشت . آخرين گفتار پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلم در مسجد آنگاه به مسجد و بر فراز منبر بالا رفت و مردم در اطرافش اجتماع كردند ، خدا را سپاس گفت و حمد او را به جاى آورد در ادامه فرمود : اى مردم ، نزديك است كه من از ميان شما بروم ، زيرا جبرئيل در سال يك بار قرآن را برايم تلاوت مىكرد و در اين سال دو بار آن را بر من عرضه نمود ، و اين كار براى آن است كه عمرم رو به پايان است ، پس هر كسى دينى يا وعدهاى نزد من دارد ، بيايد و از من بگيرد ، اى مردم ميان خدا و مردم وسيلهاى كه خيرى بيابند ، يا شرّى از آنان دور گردد ، وسيلهاى جز عمل به دستورات و دورى از نواهى خداوند ، نيست و كسى گمان نكند بدون عمل رستگار مىگردد [1] و بدون اطاعت او نجات مىيابد ، سوگند به خدا جز عمل و رحمت خدا ، نجات دهندهاى نيست و اگر من هم گناه كنم هلاك مىشوم ، سپس به آسمان رو كرد و گفت : بار خدايا پيام رسالت را به مردم ابلاغ نمودم ، و در ادامه فرمود : از گناهان كوچك بپرهيزيد ، زيرا در مورد آنها از شما بازخواست مىشود ، و همان گناهان كوچك است كه جمع مىشود و انسان را به هلاكت
[1] علامهء شعرانى : نفى في مقام النهى يعنى لا تمنّوا النجاة بدون العمل : در مقام نهى نفى شده كه بدون عمل آرزوى نجات نكنيد .