نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 168
كردن آن به رنج و سختى انداختم و زمين و دريا را برايش زيرا پا گذاشتم و خود را به خطر انداختم ولى دشمنانم آن را براى خود گرفتند و وبالش نصيب من شد و سودش از ديگرى ، و امروز در گرو عذاب آن واقع شدهام و از اين خانهء تنهايى و ترس و تاريكىاى كه از گناه كوچك و بزرگ در آن مورد پرسش قرار مىگيرم ، ناخشنودم . پس از اين گردابى كه من در آن افتادهام ، بر حذر باشيد ، چقدر بلايم طولانى و رنجم بزرگ است ؟ نه شفيعى دارم و نه دوستى . پيامبر خدا صلَّى الله عليه و آله و سلم هر وقت ، وارد گورستان [1] مىشد ، مىفرمود : سلام عليكم ، اى بدنها و استخوانهاى پوسيدهاى كه با حسرت از دنيا خارج شديد و اكنون در گرو كار خويش هستيد بار خدايا رحمت خود را شامل حالشان گردان و سلام مرا به ايشان ابلاغ كن ، اى ارحم الراحمين . شخصى گفت : گورستان و جايگاه رفتگان ، بزرگترين اندرز دهنده است پس به آنجا برويد و براى روز رستاخيزتان ، درست عبرت بگيريد . يكى از بزرگان ، شبى وارد گورستانى شد و گفت : اى خفتگان شما چه كسانى هستيد ؟ چون پاسخى نشنيد ، خود در جواب گفت : ما پدران و مادران و برادران و خواهران و دوستان و همسايگان شما هستيم ، كه روزگار ما را از ميان برداشت و در زير خاك پنهان كرد . نصيحت پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلم در كنار قبر « براء ابن عازب [2] » گويد : با جمعى در خدمت پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلم بوديم ، و از دور
[1] علَّامه شعرانى : الجبانة المقبره : جبانه يعنى : گورستان . [2] علَّامه شعرانى : براء به فتح و عازب با عين از صحابه بوده و در كتب رجال مذكور است .
168
نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 168