نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 141
يا دستور دهد ، اموال را پس از ورود وى به شهر بياورند ، با اينكه يقين به فرستادن مال را ندارد ؟ آن مرد از سخنان جوان آگاه شد و او را به حال خود واگذاشت و سفارش كرد كه راهش را ادامه دهد . پس اى عزيز به دادن صدقات و انفاق در راه خدا ادامه بده ، كه اين كار از دلايل و نشانههاى سعادت دنيا و آخرت است ، و نبايد كم آن را كم شمارى ، زيرا كم به كم منضم مىشود ، و تدريجا به زياد مبدّل گردد اگر زكات بر مالت واجب شد ، آن را با رغبت و خلوص نيّت ادا كن ، چرا كه صدقه از دست مؤمن خارج نمىگردد ، مگر اينكه با آن هفتاد شيطان را از خود مىراند ، شياطين كه او را به ندادن زكات فرا مىخوانند و آنچه را انفاق مىكنى ، بزرگ مشمار ، زيرا اگر مؤمن آن را بزرگ شمارد ، نزد خدا كوچك مىگردد و چون نزد او كوچك محسوب شود ، نزد خدا بزرگ مىشود . در خبر است كه موسى از شيطان پرسيد : [1] چه گناهى باعث تسلط تو بر فرزند آدم مىگردد و تو از آن شاد مىشوى ؟ گفت : هنگامى كه خود را بزرگ شمارد و عمل و صدقهاش را بسيار پندارد ، و گناهش را فراموش سازد ، من بر او مسلط مىشوم . اى برادر مبادا فقير را از درت محروم برانى و او را نااميد گردانى ، اگر چه به نصف خرمايى باشد و اگر مالى براى انفاق نداشتى ، او را با زبان خوش رد كن زيرا اين كار باعث دوام نعمت خدا بر تو مىگردد ، و چه بسا سائل فرشتهاى باشد كه خدا او را به اين صورت فرستاده تا تو را امتحان كند ، و ببيند با
[1] اخبرنى بالذنب الذى اذا عمله ابن آدم استحوذت عليه ؟ فقال اذا اعجبته نفسه و استكبر عمله و صدقته و نسى ذنوبه استحوذت عليه .
141
نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 141