responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ) ع ( در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) نویسنده : سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )    جلد : 1  صفحه : 352


نقل كرده است ، پس از چهار روز كه حضرت يوسف عليه السّلام در چاه بود ، « جبرئيل » نازل شد و خطاب به او گفت : اى غلام ! ( غلام فرزند بالغ ) چه كسى تو را در ميان اين چاه انداخته است ؟ يوسف عليه السّلام گفت : برادران پدريم مرا در اين چاه انداخته‌اند . « جبرئيل » پرسيد : چرا و به چه سبب تو را در چاه افكندند ؟ در پاسخ گفت : به جهت موقعيتى كه نزد پدرم داشتم ، بر من حسد ورزيدند و مرا در چاه افكندند . « جبرئيل » گفت : آيا مىخواهى از اين چاه رهائى پيدا كنى ؟ يوسف عليه السّلام گفت : آرى ! « جبرئيل » گفت : براى رهائى خودت ، از اين دعا استفاده كن : « يا صانع كلّ مصنوع و يا جابر كلّ مكسور و يا حاضر كلّ ملاء و يا شاهد كلّ نجوى و يا قريبا غير بعيد و يا مونس كلّ وحيد و يا غالبا غير مغلوب و يا علَّام الغيوب و يا حيّا لا يموت و يا محيى الموتى لا اله الَّا انت سبحانك ، اسئلك يا من له الحمد يا بديع السّموات و الارض يا مالك الملك و يا ذالجلال و الاكرام اسئلك ان تصلَّى على محمّد و على آل محمّد و ان تجعل لى من امرى و من ضيقى فرجا و مخرجا و ترزقنى من حيث أحتسب و من حيث لا أحتسب » . حضرت يوسف عليه السّلام دعاى مزبور را بطورى كه « جبرئيل » گفته بود ، خواند .
خداى تعالى او را از چاه و از گزند برادرانش رهائى بخشيد و او را به ملك مصر نايل ساخت ، كه انتظار چنين مقامى را نداشت !

352

نام کتاب : فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ) ع ( در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) نویسنده : سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )    جلد : 1  صفحه : 352
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست