خاطر سپرديم و برخى از آنها را فراموش كرديم ، از جمله فرمود : من ، محمّدم و من ، احمدم و من ، مقفّى و حاشر و پيغمبر توبه و پيغمبر نبردم . [1] [ مسند احمد حنبل 5 / 405 ] به سند خود ، از « حذيفه » روايت كرده است ، آنگاه كه در طريق مدينه پا به پاى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله حركت مىكردم ، حضرت فرمود : من ، محمّدم . من ، احمدم . من ، پيغمبر رحمت و توبهام . من ، حاشر و مقفّى و پيغمبر كارزارهايم . [ مستدرك الصحيحين 4 / 273 ] به سند خود ، از « نافع بن جبير » روايت كرده است كه به ديدار « عبد الملك بن مروان » رفتم ، از من پرسيد : آيا اسامى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله كه « جبير بن مطعم » آنها را شماره مىكرد ، قابل شمارش است ؟ در پاسخ گفتم : آنها شش اسماند : محمد ، احمد ، خاتم ، حاشر ، عاقب و ماحى ؛ آن حضرت به اين دليل ، حاشر است كه هنگامى كه در محشر ، محشور شود ، از شكنجه و عذاب سخت كه در برابر شماست ، شما را انذار كند . و عاقب به آن جهت است كه در پى انبياى پيشين ظهور كرده است و ماحى به اين دليل است كه خداى تعالى ، گناهان پيروانش را از بركت وجود او ، محو مىسازد . [ كنز العمال 6 / 116 ] رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله اسامى خود را چنين ايراد كرده است و آنها ، ده اسم است : محمد ، احمد ، ابو القاسم ، فاتح ، خاتم ، ماحى ، عاقب ، حاشر ، يس و طه . مؤلف مزبور گويد : اين حديث را « ابن عدى » و « ابن عساكر » از « ابو الفضل » روايت كردهاند .
[1] « مقفّى » ، « حاشر » ، « نبىّ الملحمة » ، هر يك از اسماء آنحضرت ميباشد . و بترتيب ، بمعنى آخرين پيامبر متبّع ، و پيامبرى كه مردمى از امتش در محشر بدنبال او محشور ميشوند و پيامبر نبرد ، آمدهاند .