خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به سند خود ، از « انس » روايت كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : هيچ بندهاى ايمان نمىآورد ، مگر اينكه من ، در نظر او ، از اهل و مال و از همهء مردم ، عزيزتر و ارجمندتر باشم . [ حلية الاولياء 4 / 42 ] به سند خود ، از « عبد المنعم بن ادريس » ، او هم از پدرش ، و پدرش از جدّش « وهب » روايت كرده است كه در بنى اسرائيل مردى بود كه دويست سال خدا را نافرمانى كرده بود و پس از آنكه مرد ، پاهاى او را گرفتند و كشان كشان برده و جسدش را به زبالهدان ، انداختند . بر خلاف انتظار ، خداى تعالى به حضرت موسى عليه السّلام دستور داد تا بر جنازهء او نماز بگزارد ! حضرت موسى عليه السّلام به عرض رسانيد : پروردگارا ! بنى اسرائيل گواهى دادهاند كه اين مرد ، مدت دويست سال نافرمانى كرده است . خداوند متعال به او فرمود : آرى چنان است كه آنان گواهى دادهاند ، با اين تفاوت كه هر گاه او تورات را مىگشود و به نام محمّد مىنگريست ، آنرا مىبوسيد و به ديده مىگذارد . من از كار او تشكَّر كردم و گناهانش را آمرزيدم و يكى از حوريهها را به همسرى او ، درآوردم !