نام کتاب : سيرى در الغدير ( فارسي ) نویسنده : محمد أميني نجفى جلد : 1 صفحه : 58
گفت : " من آن كسانى را كه در ميان شما هستند و در روز غدير حاضر بودند به خدا قسم مىدهم آنچه را كه خودشان در روز غدير از پيامبر شنيدهاند شهادت دهند ، مگر پيامبر نفرمود : " من كنت مولاه فعلى مولاه ، أللهم وال من والاه وعاد من عاداه " . [2] دوازده نفر از ميان جمعيت برخاستند و گفتند : ما شهادت مىدهيم كه در روز غدير با گوش خود اين سخنان را از پيامبر ( ص ) شنيديم . در ميان جمعيت انس بن مالك نيز حضور داشت . وى با آنكه در روز غدير فرمايشات پيامبر ( ص ) را شنيده بود از شهادت دادن امتناع ورزيد . على ( ع ) به انس گفت : تو مگر كلام پيامبر ( ص ) را در غدير نشنيدى ، چرا شهادت نمىدهى ؟ انس گفت : اى امير مؤمنان ، من پير شدهام و چنين چيزى را به خاطر نمىآورم . على ( ع ) فرمود : خدايا اگر انس دروغ مىگويد ( پيسى و ) سپيدهاى در چهرهاش نمايان ساز كه حتى با عمامه نتواند آن را بپوشاند . در اثر همين نفرين انس بن مالك مبتلا به مرض پيسى شد و تا زمان مرگ اين بيمارى با وى بود . نخستين مسلمان كيست ؟ ابن كثير حديث صحيحى را در كتاب تاريخ خويش نقل مىكند مبنى بر اينكه على عليه السلام نخستين شخصى است كه اسلام آورده و اولين فردى است كه با پيامبر نماز گزارده است . ابن كثير بعد از نقل اين حديث مىگويد : " اين روايت به هيچ وجه - از هر طريق هم كه باشد - درست نيست ! " [3] اين نوع سخن گفتن ، و اين گونه در قبال وقايع مسلم تاريخى جبهه گرفتن ، حاكى از اعمال غرض ورزيها و تعصبات خاصى است كه مىتواند بسيارى از نوشتههاى تاريخى ابن كثير و امثال او را به زير سؤال ببرد . ابن كثير در ادامه سخنان خود مىگويد : " احاديث بسيارى وارد شده است مبنى بر اينكه على اولين مسلمان امت است ، اما هيچ يك از اين احاديث نمىتواند صحيح باشد " . [4]
( 1 ) رجوع بفرمايد به الغدير ج 1 / 192 - 195 . [2] يعنى هر كسى كه من مولايش هستم على نيز مولاى اوست . خدايا دوست على را دوست بدار و دشمنش را دشمن باش . [3] و [4] البداية والنهايه ج 7 / 335 .
58
نام کتاب : سيرى در الغدير ( فارسي ) نویسنده : محمد أميني نجفى جلد : 1 صفحه : 58