نام کتاب : سيرى در الغدير ( فارسي ) نویسنده : محمد أميني نجفى جلد : 1 صفحه : 42
غديريه امير المؤمنين عليه السلام مولاى مؤمنان على عليه السلام همواره در مقابل مخالفين ومعارضين خويش به واقعه غدير اشاره مىفرمودند و از آنان مىخواستند كه اين واقعه سترگ تاريخ اسلام را با تعهداتى كه در آن روز به پيامبر سپردهاند به ياد آورند . غديريه حضرت نيز نمونهاى از همين احتجاجات مىباشد كه اكنون ابياتى از آن را مىخوانيد : محمد النبى اخى وصنوى * وحمزة سيد الشهداء عمى . . . وبنت محمد سكنى وعرسى * منوط لحمها بدمى ولحمى . . . فأوجب لى ولايته عليكم * رسول الله يوم غدير خم . . . - محمد پيغامبر ، برادر مهربان و همتاى من است ، وحمزه - سرور شهيدان - عموى من ، - . . . دختر پيامبر ( ص ) ، مايه آرامش من و همسر من است . خون و گوشت او با خون و گوشت من بستگى دارد . . . . در روز غدير خم رسول خدا ، ولايت خويش را - كه به من تفويض كرده بود - بر شما واجب كرد . غديريه حسان غديريه حسان بن ثابت در همان روز غدير - پس از ايراد خطبه پيامبر - سروده شده است . در ميان اشعار حسان تلميحات بسيارى در خصوص مناقب اهل بيت وجود دارد كه ما در اينجا به ذكر برخى از آنها مىپردازيم . يناديهم يوم الغدير نبيهم * بخم واسمع بالرسول مناديا يقول : فمن مولاكم ووليكم ؟ * فقالوا ولم يبدوا هناك التعاميا : إلهك مولانا وانت ولينا * ولم ترمنا في الولاية عاصيا فقال له : قم يا على فإننى * رضيتك من بعدى إماما وهاديا پيامبر ( ص ) در غدير خم مردم را - با بانگى رسا - چنين ندا در داد : - ( اى مردم ! ) مولى و ولى شما كيست ؟ همه به صراحت پاسخ گفتند : - مولاى ما خداى تو مىباشد و ولى ما تو هستى ، و تو در فرمانبرى ما تاكنون عصيانى
42
نام کتاب : سيرى در الغدير ( فارسي ) نویسنده : محمد أميني نجفى جلد : 1 صفحه : 42