نام کتاب : سيرى در الغدير ( فارسي ) نویسنده : محمد أميني نجفى جلد : 1 صفحه : 100
آنچه كه پس از اين مىخوانيد نشان مىدهد كه تا چه حد گفتههاى فوق بىپايه است : شاهكارهاى علمى عمر ! 1 - " عمر بن خطاب بن سويد مىگويد : اى ابا اميه ! شايد تو پس از من زنده باشى ، پس امام ( خود ) را اطاعت كن اگر چه برده اى حبشى باشد . اگر تو را زد ، صبر كن و اگر انجام كارى را به تو دستور داد كه دينت را از بين مىبرد ، بگو فرمان را مىشنوم و اطاعت مىكنم ، خونم را مىدهم ولى دينم را نمىدهم " ! [11] 2 - " فردى نزد عمر آمد و گفت : اى امير المؤمنين ، اگر من جنب شوم و براى يك يا دو ماه به آب دسترسى نداشته باشم چه كنم ؟ عمر گفت : اگر من باشم نماز نمىخوانم تا آب پيدا كنم . عمار ياسر در آن جا حاضر بود و به عمر تذكر داد كه پيامبر ( ص ) در چنين موضوعى امر به تيمم كردهاند . . . سپس عمار نحوه تيمم كردن را از زبان پيامبر نقل نمود . عمر گفت : اى عمار بترس از خدا ! عمار ياسر گفت : اگر بخواهى ديگر اين حديث را از پيامبر نقل نمىكنم . . . " . [12] 3 - " عمر روزى بر منبر پيامبر رفت و مردم را از اين كه مهريه زنانشان را بيش از چهارصد درهم قرار دهند نهى كرد . پس از آن كه از منبر پايين آمد زنى [ از او سؤال كرد : ما كتاب خدا را تبعيت كنيم يا حرفهاى تو را ؟ عمر گفت : كتاب خدا را ] . [13] زن به او گفت : تو مگر آنچه را كه در قرآن است نشنيده اى ، خدا مىفرمايد : وآتيتم إحديهن قنطارا . . . ( اگر مال بسيارى مهريه زنان خود قرار داديد چيزى از آن باز نگيريد س 4 / 20 ) ، عمر وقتى اين سخن را شنيد گفت : كل الناس افقه من عمر ( تمامى مردم از عمر فقيه - ترند ) " . [14] آخرين عباراتى كه از عمر نقل گرديد ، بارها با الفاظ گوناگون از عمر شنيده
[11] سنن بيهقى ج 8 / 159 . [12] مسند احمد بن حنبل ج 4 / 319 ، سنن ابى داود 1 / 53 . . . . [13] حاشيه سنن ابن ماجه ( تأليف سندى ) ج 1 / 538 . [14] سيره عمر ( تأليف ابن جوزى ) ص 108 ، 109 ، تفسير ابن كثير ج 1 / 467 ، سنن بيهقى ج 7 / 233 ، حاشيه سنن ابن ماجه ج 1 / 583 . در كتاب الغدير ج 6 / 95 - 99 مصادر اين واقعه به تفصيل درج شده است .
100
نام کتاب : سيرى در الغدير ( فارسي ) نویسنده : محمد أميني نجفى جلد : 1 صفحه : 100