پاسخ مكى بن ابي طالب درباره ء عامل كثرت اختلاف قراء :
مكى بن ابي طالب در مقام استدلال بر مطلب مذكور ، اين سؤال را مطرح مى سازد كه : ( اگر كسى بپرسد علتى كه زمينه ء اختلاف را از ناحيه ء قراء پديد آورد چيست ، وچرا هر يك از آنها داراى قرائت متفرد وويژه أي هستند ؟ ) در پاسخ بايد گفت : هريك از ائمه ء قرائت برگروهى از اساتيد - بر حسب قراآت مختلفى - قرآن را قرائت كردند ، همان قراآتى را كه بر آنها خوانده وبازگو نموده اند ، لذا طى مدتي مردم را به همان قراآت اقراء مى كردند ، مى بينيم نافع مى گفت : ( من قرآن را بر هفتاد تن از تابعين قرائت كردم ، آن قرائتي كه اگر دو نفر از آنها درباره ء آن نظر موافق را اظهار مى كردند آنرا پذيرفته ومعتبر بر مى شمردم ، ولى اگر فقط يك نفر بر طبق آن قرائت مى نمود رهايش مى كردم ) ( 1 ) .
اين كثرت اختلاف را دكتر عبد الصبور شاهين مورد توجه قرار داده وبه اين نتايج رسيده كه :
1 . اين كثرت ، مربوط به قراآت شاذه است .
2 . كثرت اختلاف در يك محدوده ء مشخصى از احرف ووجوه ، محدود مى باشد .
3 . همه ء اين وجوه مختلف ، روايت شده ، ونتيجه ء اجتهاد نيست ( 2 ) .
آنچه كه زمخشرى وابن قتيبه در اين زمينه ياد كرده اند رأى ويژه ء آنها از اين حد - كه آنها قواعد نحوى را بر قرائت ترجيح مى دهند - فراتر نمى رود ، در حاليكه اين مسأله محل اختلاف ونزاع علماء است :
الف . اكثر نحويين بصره وشماراندكى از پيروان آنها از قبيل زمخشرى وابن قتيبه براين عقيده بوده اند كه پاره أي از قراآت - به خاطر عدم انطباق آنها با قواعد نحوى - مردود است ، قواعدى كه خود آنها در خارج از محدوده ء قراآت وامثال آن - يعنى لهجه ها واسلوب هاي عربي - وضع كرده اند .
ب . نحويين متأخر ، آراء نحات بصره وپيروان آنها را مردود مى دانند ، لذا اينان پاره أي از قراآتى را كه نحات بصره وپيروانشان رد كرده اند معتبر مى شمارند ، وقواعد نحوى را در مسأله قراآت به يكسو نهاده اند ( 3 ) .
بايد افزود كه ابيارى رأى خود را بر مبناى اختلاف قرائت خط مصاحف نهاده است ، يعنى همان شبهه أي را مطرح مى سازد كه گولدزيهر آنرا مطرح مى كرد . وما در مبحث مربوط به ( اختلاف قراآت وعلل وموجبات آن ) اين شبهه را بازگو كرده وبه نقد ورد آن مى پردازيم .
* اما راجع به عقيده ء جمهور علماء - اگر چه ما ناگزيريم در زمان حاضر آنرا پذيرا شويم ، چون انگيزه أي كه باعث وضع شرايطي براى صحت قراآت گرديد همواره تاكنون اعتبار خود را حفظ كرده است - ويقينا قراآتى را كه نبى اكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بدانها قرائت فرمودند ، ويا مردم در برابر آنحضرت بدانگونه قرائت مى كردند و واجد دو شرط اخير - يعنى موافقت با قواعد عربي ومطابقت با رسم الخط مصحف - نبود نمى توانيم آنها را غير قرآني تلقى كنيم ، چون رسول اكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) در مقام قرائت قرآن كريم قرائتي را كه غير قرآني باشد بر زبان نمى آورد .
* ابن دقيق العيد نيز در اثبات صحت نظريه ء خود چنين استدلال مى كند : ( قراآت شاذه از طريق نقل آحاد از رسول اكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) روايت شده است ، چون بديهى است كه آن حضرت برحسب پاره أي از قراآت شاذه ، قرآن كريم را قرائت كرده است ، اگرچه اين بخش از قراآت مشخص ومعين نمى باشند ) .
وى به دنبال اين مقدمه چنين نتيجه مى گيرد : اينگونه قراآت شاذه كه مشخص نيست برخوردار از تواتر است ، بنابراين چرا آنها را ( شاذه ) مى نامند . قراآت شاذه امكان ندارد كه متواتر باشد ! ( 4 ) .
