responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 158


است بخلاف اول و از امام محمد باقر عليه السّلام مرويست كه * ( لا تَقْرَبا هذِه الشَّجَرَةَ ) * به اين معنى است كه ( لا تقرباها بالاكل ) يعنى نزديك خوردن آن مشويد و اين دلالت مىكند بر اينكه نهى متعلق باكل شجره است نه بنزديك شدن بآنموضع و اجماع مفسرين نيز بر اين است و شبهه نيست كه تعلق نهى بقرب كه از مقدمات اكل است جهت مبالغه است و تأكيد در نهى ( اكل ) آن و تنبيه بر آنكه قرب بشيء مورث ( ميلان ) قلب است باخذ آن و عدم قرب آن موجب عدم ( اكل ) آنچه اجتناب از موجب شيء موجب اجتنابست از آن شيء و در انوار نيز آورده كه در اينكلام مبالغاتست در نهى و آن تعليق نهى است بقرب كه از مقدمات تناول است به جهت مبالغه در تحريم آن و وجوب اجتناب از آن و تنبيه بر آنكه قرب از شيء مورث و داعى ميل است كه اخذ مجامع قلبست و ( ملهى ) آن از آنچه عقل و شرع مقتضى آنست كما روى ( حبك الشيء يعمى و يصم ) يعنى سزاوار آنست كه شما گرد اين شجره نگرديد كه بر شما حرامست اكل آن تا مبادا در آن افتيد و ديگر اكل آن را سبب اين گردانيده كه ايشان ظالمانى باشند كه بر نفس خود ظلم كنند يعنى نقص حظ آن نمايند به جهت ايقان به چيزى كه مخل است بكرامت و نعيم چه فاء مفيد سببيت است خواه آنكه براى عطف بر نهى باشد كه موجب جزم فعلست و يا جواب نهى كه سبب نصب است و بدانكه شجرهء منهيه نزد ابن عباس و اكثر مفسران خوشهء گندم است و بروايت ابن مسعود و سدى درخت انگور و ابن جريح گفته كه درخت انجير بوده و از أمير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده‌اند كه آن درخت كافور بوده و نزد كلبى شجرة العلم است و آن درختى بود در وسيط فردوس اعلى كه هر كه از آن خوردى نيك و بد را بدانستى و يا درختى بود كه هر كه از آن خوردى حدث او را طارى شدى و قول اول اشهر و اعرفست و صاحب انوار گفته كه اولى آنست تعيين كرده نشود هم چنان كه در آيه معين نيست بجهة عدم توقف آنچه مقصود است بر آن و ببايد دانست كه علما را اختلافست در آنكه جايز است كه در ابتداى خلق قبل از كسب طاعت و ترك معصيت دخول بنده در بهشت بر سبيل تابيد يا نه بعضى گفته‌اند كه جايز است كه خداى تعالى بفضل خود بنده را از روى تابيد ببهشت برد نه بر وجه ثواب و جزا زيرا كه اين نعمتى است از جانب او سبحانه هم چنان كه خلق عباد و تعريض ثواب نعمتى است از جانب او و ابو القاسم بلخى بر آنست كه جايز نيست زيرا كه در اين صورت حال خالى نيست كه بنده در بهشت متعبد خواهد بود يا نه اگر متعبد باشد پس ناچار باشد او را از ترغيب و ترهيب و وعد و وعيد و اين هنگام او را از براى مجازات و مكافات اعمال مرجعى بايد و اين منافى تابيد است و اگر غير متعبد است پس لازم آيد كه معطل و مهمل باشد و اين منافات دارد بكريمهء أَ يَحْسَبُ الإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً و قوله تعالى أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ

نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 158
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست