responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 142


بشنيد شرمسار شد و از كثرت انفعال بگريه نشست و چون كه غرض از خلافت آنست كه نايب مرتكب امورى شود كه منوب عنه بذات خود به آن اقدام نمايد پس بايد كه ميان ايشان قرب معنوى باشد نه آنكه بينهما تباين و تباعد باشد فحينئذ خليفه خدا و رسول او بايد كه مظهر العجائب و مظهر الغرائب باشد و خلاصهء عوالم جسمانى و روحانى و جامع حقايق علوى و سفلى و افضل از جميع ادانى و اقاصى و شخصى كه جامع اينصفات نباشد لياقت خلافة خدا و رسول نداشته باشد و لهذا نصب خلافت از جانب خداست و نصب انبيا باعلام وى چنان كه در حق آدم ( ع ) فرمود كه * ( إِنِّي جاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً ) * و در حق داود ع فرمود كه إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الأَرْضِ و بهرون و موسى امر فرمود كه اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي و در حق أمير المؤمنين ( ع ) فرمود كه إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّه وَرَسُولُه وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ و قوله يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه و در حق خليفه بازپسين كه صاحب الزمانست ( ع ) فرمود كه لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأَرْضِ و حضرت رسالت ( ص ) بفرمودهء او سبحانه در حق أمير المؤمنين ( ع ) فرمود كه ( من كنت مولاه فعلى مولاه و لكل نبى وصى و وارث و ان وصيى و وارث علمى على بن ابى طالب يا على انت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى و من كنت نبيه فعلى اميره و يا على انت خليفتى فى الدنيا و الآخرة ) و غير آن از احاديث متواتره كه صريحا دلالت مىكند بر خلافت او از جانب حضرت رسالت ( ص ) بفرمودهء حق سبحانه و همچنين هر يك از ائمه باعلام آن حضرت يكديگر را بخلافت امر كرده‌اند از عبد اللَّه عباس و عبد اللَّه مسعود رضى اللَّه عنهما مرويست كه حقتعالى قبل از خلق آدم فرشتگان را خبر كرده بود كه من در زمين خليفه خلق خواهم كرد كه اولاد او در زمين فساد كنند و خون بناحق ريزند ايشان چون استماع اين قول كردند * ( قالُوا ) * گفتند * ( أَ تَجْعَلُ فِيها ) * آيا ميافرينى در زمين * ( مَنْ يُفْسِدُ فِيها ) * كسى كه افساد كند و مرتكب انواع معاصى شود در زمين * ( وَيَسْفِكُ الدِّماءَ ) * و ريزد خونهاى امثال خود را به غير حق كه اعظم معاصى است صدور اين كلام از ملائكه گرام به جهت تعجب ايشان بود از آن كه او سبحانه استخلاف كند براى عمارت ارض و اصلاح آن كسى را كه در آن افساد كند و يا بجاى اهل طاعة استخلاف اهل معصيت نمايد و استكشاف از آن چه مخفى بود بر ايشان از حكمتى و مصلحتى كه غالب باشد بر اين مفاسد و الغاى آن كند و استخبار از آن چه ارشاد ايشان نمايد و ازاحهء شبههء ايشان كند مانند سؤال متعلم از معلم خود از چيزى كه در صدر او اختلاج كند و نميتواند بود كه صدور اين معنى از ايشان بر وجه اعتراض بوده باشد بر حقتعالى و طعن ايشان در بنى آدم كه موجب غيبت است چه ملائكه اعلى و ارفع از آنند كه در ايشان اين مظنه باشد لقوله

نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 142
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست