responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 137


هم چنان كه مراد بسما هر چيزيست كه در جهة علو است و جميعا حال است از موصول اى ما فى الارض مجموعا يعنى خلق فرمود براى شما آنچه در زمين است در حالتى كه فراهم آورده شده است همهء آن * ( ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ ) * بعد از آن قصد كرد به آفريدن آسمان قصدى مقرون باراده و اختيار و مشيت خود يعنى بقوهء قاهرهء خود قصد آسمان كرد و ارادهء خلق آن فرمود بىتطرق ضعف و فتور و عجز در آن بدون كراهت از آن * ( فَسَوَّاهُنَّ ) * پس راستكرد آسمانها را از روى اعتدال * ( سَبْعَ سَماواتٍ ) * هفت آسمان يعنى آنها را در اعتدال مساوى يكديگر آفريد بىفطور و قصور بدانكه ايراد لفظ ثم جهة تفاوت بين الخلقين است و مزيت فضل خلق آسمان نسبت بخلق زمين كقوله تعالى ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا نه بجهة تعقيب و تراخى وقت زيرا كه آن مستلزم مخالفتست به آيه وَالأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها چه ظاهر اين دال است بر آنكه دحو ارض مقدم است بر خلق آنچه در او است و متأخر از خلق آسمان و تسويهء آن مگر آنكه محمول شد بر خلاف ظاهر به اين وجه كه خلق زمين و آنچه در اوست متقدم باشد و دحو آن متأخر از خلق آسمان و اين هنگام جايز است حمل آن بر معنى تعقيب و تراخى زمان و يا آنكه دحيها مستأنف باشد و ناصب ارض فعل مقدر كه أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً دلالت بر آن مىكند اى ( تعرف الارض و تدبر امرها بعد ذلك ) و اين نيز خلاف ظاهرست و در انوار گفته كه استوى الى السماء اى قصد اليها بارادته من قولهم استوى اليه كالسهم ؟ ؟ ؟
المرسل اذا قصده قصدا مستويا من غير ان يلوى على شيء و اصل استوا طلب سواست و اطلاق آن بر اعتدال جهة آنست كه اعتدال متضمن تسويهء وضع اجزاست و ممكن نيست حمل اينمعنى بر او سبحانه زيرا كه از خواص اجسام است چه طلب سواء بمعنى انتصابست كه ضد اعوجاج است و اين از صفات اجسامست و حقتعالى از اين منزه است پس بمعنى اول باشد كه آن قصد او است بخلق سما به ارادهء خود مستعار از معنى دوم و نزد بعضى استوا بمعنى استولى و ملك است كما قال الشاعر قد استوى بشر على العراق من غير سيف و دم مهراق و اول اوفق است به اصل معنى و بصله كه معدى بآنشده و بتسويه كه بلفظ فا مترتب شده و در مجمع آورده كه مفسران را در معنى استوا وجوه متعدده است يكى آنكه قصد آسمان كرد و تسويهء آن كقول القائل كان الامير يدبر اهل الشام ثم استوى الى اهل الحجاز اى يحول فعله و تدبيره اليهم دوم آنكه مستولى شد بر آسمان بقهر و غلبه خود كما قال لِتَسْتَوُوا عَلى ظُهُورِه اى تقهروه و منه قوله تعالى و لما بلغ اشده و استوى اى تمكن من امره و قهر هواه بعقله و بنا بر اينمعنى آنست كه ثم استوى الى السماء فى تفرده بملكها و لم يجعلها كالأرض ملكا لخلقه سيم آنكه مستوى شد امر قضاى او به آسمان يعنى اوامر و قضاياى او از آسمان بر زمين نازل مىشود و اين قول ابن عباس است چهارم آنكه استوا بمعنى اقبالست بر

نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 137
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست