خدا كردارهاى شايسته چون نماز و روزه و زكات و حج و جهاد و غير آن از واجبات مضمون بشارت * ( أَنَّ لَهُمْ ) * آنكه مر ايشان راست در آخرت * ( جَنَّاتٍ ) * بوستانهاى متعدده كه از غايت كثرت اشجار روى زمين او را پوشيده باشد و در او انواع ميوه هاى متلونه و اطعمهء مختلفه باشد و ببايد دانست كه اينجمله انشائيه عطفست بر جمل سابقه و مقصود عطف حال آن كسيست كه ايمان به قرآن آورده و وصف ثواب آن بر حال آن كسى كه نگرويده به آن و بر كيفيت عقاب او و اين بر طريق عادت و سنت الهيه است كه تشفيع ترغيب فرمايد بترهيب به جهت تنشيط بر اكتساب آن چيزى كه موجب ثواب نجات ابدى باشد و تنشيط از اقتراف آنچه سبب هلاكت اخروى بود نه آنكه عطف نفس فعل باشد تا واجب شود كه تقدير آن چيزى كنند كه متشاكل او باشد از امر يا نهى و اين را بر او عطف كنند هم چنان كه صاحب مفتاح گفته كه بشر عطفست بر قل كه مضمر است قبل از قوله تعالى يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا يا آنكه عطفست بر فاتقوا و چون كفار مكه معارضه نكردند بعد از تحدى اعجاز قرآن بر ايشان ظاهر شد پس هر كه كافر شد مستوجب عقاب گشت و هر كه ايمان آورد به آن مستحق ثواب شد و اين مستدعى آنست كه تخويف آنها كنند و تبشير آنها و اينكه حق سبحانه امر فرمود رسول را يا عالم هر عصر را يا هر كه قدرت بشارت داشته باشد به آنكه تبشير اهل ايمان نمايد و مخاطب نساخت ايشان را ببشارت هم چنان كه خطاب بكفره كرده بود در آيهء سابقه جهت تفخيم شأن ايشانست و ايذان به آنكه ايشان سزاوارانند كه تبشير ايشان كنند و تهنيت ايشان گويند به آنچه معد است براى ايشان در آخرت از نعم جليلهء ابديه و بشارت خبر با مسرتست كه اثر سرور آن در بشره ظاهر شود و لهذا فقها گفتهاند كه بشارت خبر اول است پس اگر شخصى بعبيد خود گويد كه هر كه از شما بشارت دهد مرا بقدوم ولد من او حراست پس ايشان بطريق فرادى او را اخبار كنند بقدوم ولد وى اول ايشان كه خبر داده آزاد است نه همه و اگر گويد هر كه اخبار كند مرا بقدوم ولد من و همه او را اخبار دهند بر سبيل فرادى جميع ايشان آزاد خواهند بود و اما قوله تعالى فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ بر وجه تهكم است كه موجب استهزاء و مزيت تألم و اغتمام ايشان است و بر طريقهء قوله تحية بينهم ضرب و جميع و صالحات جمع صالحه است و اين از صفات غالبه است كه جارى مجراى اسما است مانند الحسنة فى قوله مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ و به جهت اين موصوف آن مذكور نشده و اعمال صالحه عبارتست از اعمالى كه در شرع مسوغ و محسن باشد و الف لام در آن از براى جنس است و عطف عمل صالح بر ايمان و ترتب حكم بر هر دو اشعار است به آنكه سبب در استحقاق اين بشارت مجموع امرين است و جمع بين الوصفين چه ايمان كه عبارتست از تحقيق و تصديق اصل است و عمل صالح مانند بنايى كه بر آن باشد و اصل بدون بنا فايده و نفعى چندان بر آن مترتب نميشود فلهذا ذكر هر يك بدون ديگرى نادر واقع مىشود و در اين دليل است بر آنكه اعمال صالحه خارج است از مسماى ايمان
