نام کتاب : صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : عريب بن سعد القرطبي جلد : 1 صفحه : 6837
بود ، مخالف سلطان شده و عنوان امارت گرفته و كسان را بر خويشتن فراهم آورده و براىشان مالها تعهد كرده ، تا با وى به نبرد بدر حمامى فرمانرواى فارس قيام كنند . براى سردارانى كه با وى بودند مالى گزاف تعهد كرده و قسمتى از آن را به نقد داده كه ده هزار سوار و پياده بر او فراهم آمدهاند . شعرانى مردى سست راى و كج - سليقه بود . مقتدر به بدر حمامى نوشت كه سپاهى سوى شعرانى فرستد و در كار او شتاب كند . بدر يكى از سرداران خويش را به نام درك سوى شعرانى فرستاد و از سپاهيان خويش و مردان فارس ، سپاهى انبوه به دو پيوست . بدر پيش از فرستادن سپاه به ابو يزيد شعرانى نوشت و او را به اطاعت ترغيب كرد و تعهد كرد كه به سلامت ماند و منزلت وى بالا گيرد و از عواقب نافرمانى بيمش داد . ابو يزيد به دو پاسخ داد كه به - خدا من از تو بيم ندارم كه مصحف را گشودم و اين گفتهء خداى عز و جل بر من نمودار شد كه * ( لا تَخافُ دَرَكاً وَلا تَخْشى 20 : 77 ) * [1] يعنى : « و از گرفتن ( دشمنان ) نه بيم كن و نه بترس » بعلاوه در طالع من يك ستاره بيبانى ( ؟ ) هست كه مىبايد مرا به نهايت آرزو برساند » . پس ، بدر سپاه را سوى او فرستاد كه محاصره شد تا وقتى كه او را به اسيرى گرفتند . اشعارى دربارهء شعرانى گفته شد كه از جمله اينست : « اى ابو يزيد بهتان گوى « به ستاره بيبانى مغرور مباش . « بدان كه سرانجام جهالت پيشه اى كه « هدايت را به سركشى و بهتان فروخته باشد ، « كشته شدن است .