در رى او را وفات رسيد و فرزندان و اعقاب او بقزويناند و على بن الحسين باحمد عبد العزيز متصل شد و او بر بعضى از لشكر او امير بود و فرزندان و اعقاب او بقم هستند و عبد الله بن الحسين بقم مقيم شده و ازو محمد عزيزى در وجود آمده و مادر او فاطمه دختر قاسم بن احمد بن على جعفر است خواهر ابو الحسين كه بمقبرهء مالون مدفونست و او را آنجا زيارت كردند پس محمد عزيزى از قم به طرف بغداد رفت و او را بنهروان بكشتند و تابوت او بقم آوردند و بنزديك مسجد رضائيه او را دفن كردند و از محمد بن عبد الله ابو الحسن على در وجود آمد و از على بن محمد ابو عبد الله محمد و ابو محمد عبد الله در وجود آمدند و از محمد بن على . . . [ 1 ] در وجود آمدند و از عبد الله بن على . . . [ 2 ] در وجود آمدند و محسن بن الحسين ايضا بقم اقامت كرد و ببود و بقم ابو محمد الحسن و ابو عبد الله الحسين و دخترى ديگر ازو در وجود آمدند و از حسن بن الحسين . . . [ 3 ] و از حسن بن الحسن هميرجه در وجود آمد و از حسين بن محمد ابو جعفر محمد و بسيارى از اولاد و اعقاب ايشان بموصل و بغدادند و از محمد بن الحسن . . . [ 4 ] و جد ايشان محمد بن جعفر ملقب بوده است بديباج بسبب تازگى و گشادگى و خوبرويى او و محمد بن جعفر ديباج در سنه مأتين هجريه بناحيت مدينه خروج كرد و بر آن ناحيت غلبه كرد و مأمون حائر ضحاك را به دو فرستاد تا امان نامهء او قبول كرد و با او بمرو به حضرت مأمون رسيد مأمون چون با او بعهد وفا كرد و او را گرامى داشت و محمد جعفر ديباج همه اوقات پيش مأمون بود تا آنگاه كه بجرجان وفات يافت بوقتى كه مأمون بعراق متوجه شده بود در سنهء ثلث و مأتين [5] و مأمون بر او نماز گزارد و بجرجان او را دفن كرد و عبيد الله بن حسن بن عبيد الله بن عباس بن على بن ابى طالب و ديگر علويه مأمون را بدين سبب شكر كردند روايتست كه گفت چه منع مىكند مرا كه فرزندان امير المؤمنين على بن ابى طالب را رعايت كنم و حرمت دارم و حال آنك آنچ من امروز بدست فرا گرفتهام حق ايشانست و دولت ميگذرد كه اين حق از ايشان بظلم ستدهام و قبر محمد بن جعفر ديباج را بجرجان زيارت مىكنند و به من رسيده است كه صاحب الجليل كافى الكفاة ابو القاسم اسماعيل بن عباد بر سر تربت او عمارتى