responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ قم ( فارسي ) نویسنده : حسن بن محمد بن حسن قمى    جلد : 1  صفحه : 202


نخورد و اگر دروغ مىگويد شير او را بخورد چون زن اين قصّه و حكايت شنيد فرياد برآورد گفت . من دروغ گفتم و دختر امير المؤمنين على نيستم پس متوكل سر او را بتراشيد و او را بر درازگوش نشانيد در راه سرّ من راى تا آن زن بر نفس خود گواهى داد و در ميانه مردم آواز بر آورد و ندا كرد كه او در آن دعوى كذابه بوده است و دروغ گوى و ميان [ او با ] خدا و رسول خداى و على و فاطمه عليهم السلام نسبتى و قرابتى و پيوندى نيست بعد از آن بشام رحلت كرد و برفت و گويند كه على بن جهم متوكل را گفت كه اگر تو قول ابى الحسن را بر وجود او آزمايش كنى حقيقت نسب او بشناسى و بدانى يعنى ابى الحسن را بر شيران گرسنه عرضه كن تا تو را حقيقت امامت او معلوم شود چون متوكل اين سخن از على جهم بشنيد بفرمود آن كس را كه بر سباع و شيران موكل بود تا شير گرسنه را بصحن سراى متوكّل حاضر كردند آن شخص بر فرمودهء متوكّل سه شير گرسنه درنده را حاضر گردانيد و متوكّل بر غرفه و دريچهء از سراى خود بنشست و بفرمود تا ابى الحسن على نقى را بسراى او حاضر گردانيدند چون امام پاى مبارك در اندرون سراى متوكّل نهاد متوكل بفرمود تا در سراى را در بستند و صحن سراى را با امام و شيران گذاشتند چنين گويد على بن يحيى منجم كه من و پسر حمدون در آن ساعت بر بر غرفه پيش متوكل نشسته بوديم چون امام ابى الحسن عليه السّلام نيامده بود گوشهاى مردم بر زئير و آواز شيران كر مىشد و نزديك بود كه از گرسنگى يك ديگر را بخورند چون امام ابى الحسن على نقى عليه و على آبائه التحيّة و السّلام در آمد و شيران او را بديدند پيش او باز رفتند و خاموش شدند چنانچ ما هيچ آواز از ايشان نمىشنيديم و چون بنزديك امام ابى الحسن على نقى رسيدند تبصيص و تملَّق و فروتنى ميكردند و گرد بر گرد امام عليه السّلام بر مىآمدند و امام على نقى به آستين مبارك از روى شفقت و لطف و نوازش بر سر و روى ايشان در ميكشيد و ايشان خود را در خاك مذلت مىانداختند بعد از آن به ادب همه بخفتند و خاموش شدند و امام بر ميان سراى متوكّل بگذشت و بنردبان بر آمد و بر غرفه پيش متوكل زمانى مديد نشسته بود پس امام ابى الحسن برخاست و از غرفه به زير آمد تا به منزل خود باز رود و ديگر باره شيران با امام تبصيص و تملَّق نمودند و فروتنى كردند چنانچ اول حال كردند و امام ابى الحسن على نقى عليه السّلام

202

نام کتاب : تاريخ قم ( فارسي ) نویسنده : حسن بن محمد بن حسن قمى    جلد : 1  صفحه : 202
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست