نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 69
سال تمام شود . پس آدم را خداى عزّ و جلّ هزار سال عمر تمام كرد و داود را صد سال تمام عمر بداد . پس چون آدم بمرد ، خداى عزّ و جلّ شيث را بفرمود بدان كتابها اندر كه چون فرزندان آدم شرطى بكنند بگو تا گواهى كنند تا منكر نشوند چنان كه آدم شد ، و چون عهد بكنند بگوى كه بنويسند تا فراموش نكنند ، چنان كه آدم فراموش كرد عهد مرا ، تا ابليس او را بفريفت و از بهشت بدين جهان افگند . و به خبر اندر ايدون آمده است كه چون آدم بيمار شد از پس بيست و يك روز بمرد . خداى عزّ و جلّ جبريل را بفرستاد پيش از مرگ او به يك روز ، و او را بفرمود كه وصيّت كن و شيث را وصى كن و خليفت خويش گردان . پس آدم شيث را بخواند ، و از همه فرزندان آدم شيث فاضلتر بود و عالمتر ، و خداى عزّ و جلّ خواست كه خليفت پدر ، او باشد و پيغمبر بود ، و آن وصيّت كردن آدم سنّت گردد [ در ] فرزندان او اندر . پس آدم وصيّت بكرد و شيث را آنچه ببايد فرمودن بفرمود . پس آدم بمرد و پس خداى عزّ و جلّ جبريل را بفرستاد سوى شيث پيغمبر با پيغامهاى خويش ، و او را بفرمود كه آدم را بشوى و به گور كن تا آن سنّت بماند به ميان فرزندان آدم اندر . و جبريل آدم را بشست تا شيث بياموخت ، و خداى عزّ و جلّ از بهشت مر آدم را كفن فرستاد و جبريل او را به جامه هاى بهشت اندر پيچيد و بنهاد ، و شيث را بفرمود كه بر او نماز كن . او مر جبريل را گفت : تو كن . جبريل گفت : خليفت پدر توى ، ترا بايد كردن . شيث بر او نماز كرد و سى تكبير كرد از او چهار آنست كه سنّت ماند و ديگر تكبيرها فضل آدم را بود . پس بفرمود كه آدم را گورى كن و به ميان خاك اندر پنهان كن و اين سنّت را كار بند اندر همه فرزندان آدم . و علما اختلاف كردند اندر گور آدم عليه السّلام . گروهى گفتند كه گور آدم به زمين هندوستان است هم بر سر آن كوه سرانديب كه از آسمان بر آنجا فرود آمد . و گروهى ايدون گفتند كه گور او [ b 14 ] به زمين مكّه است به زير كوه بو قبيس . و ايدون گفتند كه از پس آدم ، حوّا يك سال بزيست پس بمرد ، و شيث او را پيش آدم به يك جا به گور كرد .
69
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 69