نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 465
اين خلق را زنده كند ؟ نه به شك [ بود ] نه به بعث و نه در رستخيز و نه از آن عجب آمدش كه خداى را قادر نمىدانست ، چه عجب از كار اين جهان آمدش كه اين شهرى كه چنين ويران شد چگونه آبادان شود و از كجا مردمان باز آيند . پس چون وقت چاشت بود و روز گرم شد ، به سايهء درختى اندر بنشست و خر را بر درختى ببست و آن انگور و انجير كه مانده بودش به سلَّهاى اندر كرد و پيش خود اندر بنهاد ، و آنچه از آب انگور مانده بود به كاسه اندر بنهاد و بخفت و به خواب اندر شد . خداى عزّ و جلّ جان از وى جدا كرد و صد سال مرده بود ، چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت : * ( فَأَماتَه الله مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَه 2 : 259 ) * . تا بخت النّصر به زمين بابل شد و ملك لهراسپ كه او را فرستاده بود بمرد به زمين بلخ ، و پسرش گشتاسپ بنشست و بخت النّصر را باز خواند ، و آن همه بزرگان بنى اسرائيل به بيت المقدّس فرستاد و دانيال را باز فرستاد و ايشان آن دههاى بيت المقدّس آبادان كردند . آنكه خداى عزّ و جلّ عزيز را زنده گردانيد و همه بيت المقدّس و شام آبادان شده بود و خلق آن همه باز آمده ، و لهراسپ مرده بود از پس آنكه به صد و بيست سال به ملك خود ببود . [ a 88 ]
465
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 465