responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 445


افراسياب هزيمت گشت . و كيخسرو از پس او شهر به شهر به طلب او همى شد و هيچ جايى نياراميد . و افراسياب از حدّ تركستان به حدّ روم اندر شد ، و او همچنان بر اثر او همى شد و هيچ جايى [ b 84 ] نياراميد .
و افراسياب تنها بماند و به مرغزارى اندر شد و كس به طلب او اندر آن مرغزار شد ، و او به حوض آب اندر رفت و خود را در آن پنهان كرد ، و عاقبت او را بيافتند و بگرفتند و پيش كيخسرو آوردند . او را بند كرد و باز داشت سه روز تا همه لشكر بياسودند . روز چهارم افراسياب را پيش خواست و او را بپرسيد كه سياوش را به چه حجّت بكشتى ؟ افراسياب هيچ سخن نگفت . بفرمودش تا بكشند . مردى برخاست نام او بير و گلوى او را ببريد اندر طشتى ، همچنانكه [ سر ] سياوش را بريده بود . و آن طشت پر خون شد و پيش كيخسرو آوردند . او دست به خون افراسياب اندر كرد از بهر كين سياوش . آنگه سپاه را از آذربايگان باز گردانيد و به پادشاهى و مملكت خويش باز آمد به بلخ .
و افراسياب را برادرى بود گرسيوز نام . چون كيخسرو با سپاه از زمين تركستان بيرون شد و افراسياب را بكشت ، او پادشاهى تركستان بگرفت . و ديگر گويند كه افراسياب را پسرى بود جهن نام ، كيخسرو او را پادشاهى تركستان بداد و بدانجا فرستاد .
و كيخسرو چون به پادشاهى باز آمد و كين سياوش باز خواست ، توبه كرد و به عبادت مشغول شد و سپاه و رعيّت را گرد كرد و گفت : هر چه مرا از اين جهان آرزو بود خداى عزّ و جلّ بداد . اكنون به بندگى پروردگار مشغول خواهم شد و آن جهان را آبادان كنم و به دست آرم و خويشتن را از ملك اين جهان بيرون مىآورم ، شما مملكت هر كه را خواهيد بدهيد . و ايشان همه غمگين شدند و سختى كردند ، هيچ سود نداشت . گفت : چنان انگاريد كه من بمردم ، و عاقبت مردم مرگ است ، هر چه از پس وفات من خواهيد كردن بكنيد . چون دانستند با او حيلت نيست ، گفتند : ما را يك كس نامزد كن به پادشاهى تا ملك به دو دهيم .
و لهراسب آنجا نشسته بود از اهل بيت ملك بود . كيخسرو به دو اشارت كرد و

445

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 445
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست