نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 431
خداى تعالى كه او را داو همه سپاه بايستادند و مورچگان [ a 82 ] جمله به خانه اندر شدند . پس سليمان گفت : * ( رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلى والِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاه 27 : 19 ) * . يا ربّ ! مرا توفيق ده تا نعمت ترا شكر كنم و كار نيك كنم تا شكر اين نعمتها كه مرا دادى بگزارم چنان كه تو بپسندى . و معنى اين آن است كه شكر گفتن به گفتار زبان تمام نباشد تا عمل صالح با آن نبود . پس هر گه كه به زبان الحمد للَّه مىگويى و به كردار معصيت كنى آن بر تو حجّت باشد ، و علما گفتهاند : كه شكر از سه گونه است : يكى گفتار نيت كه به زبان گويد الحمد للَّه ، و ديگر نعمت خداى را است بر تو ، و سهام آنكه طاعت دارى به اندام چنان كه به زبان گفتى . شكر نعمت تمام نبود مگر به عمل ، و اين هر سه خداى عزّ و جلّ به قرآن اندر ياد كرد : حمد به زبان و عمل به اندام و معرفت به دل . امّا زبان را چنين گفت : * ( وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً 17 : 111 ) * . و ديگر : * ( قُلِ الْحَمْدُ لِلَّه وَسَلامٌ عَلى عِبادِه الَّذِينَ اصْطَفى 27 : 59 ) * . و معرفت به دل گفت : * ( اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً 34 : 13 ) * . * ( وَما بِكُمْ من نِعْمَةٍ فَمِنَ الله 16 : 53 ) * . بدين آيت به دانستن دل ، و بدين آيت پيشين گفت به زبان . بنزديك حكما آن همه عبادتها از پس توحيد دانستن خداى عزّ و جلّ و از فضيلتها بزرگتر و فاضلتر از شكر زبان نيست نعمت خداى عزّ و جلّ . و روز رستخيز چون اهل بهشت اندر بهشت شوند از همه عبادتها اين دو عبادت گذارند : توحيد و شكر نعمت ، چنان كه گفت : * ( دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ وَآخِرُ 10 : 10 ) * .
431
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 431