نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 248
* ( الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا من قَوْمِه لَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ من قَرْيَتِنا 7 : 88 ) * . آن بزرگان قوم او و مهتران او را گفتند : اى شعيب ! ما ترا از اين شهر خويش بيرون كنيم با هر كه به تو بگرويدهاند . * ( أَوْ لَتَعُودُنَّ في مِلَّتِنا 7 : 88 ) * . يا باز به دين ما آيند . شعيب گفت : * ( أَ وَلَوْ كُنَّا كارِهِينَ . قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى الله كَذِباً إِنْ عُدْنا في مِلَّتِكُمْ بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا الله مِنْها 7 : 88 - 89 ) * . و اگر ما به دين شما باز آييم ، بر خداى عزّ و جلّ دروغ گفته باشيم كه گفتيم جز او خداى نيست ، پس او را شريك گفته باشيم . * ( وَما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها إِلَّا أَنْ يَشاءَ الله رَبُّنا وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً عَلَى الله تَوَكَّلْنا رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَبَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ 7 : 89 ) * . ميان ما حكم كن اى خداوند و پروردگار ، و هر كه به راه راست است او را نصرت ده ، و هر كه بر راه راست نيست او را هلاك كن كه تو بهترين همه حاكمانى . پس قوم او مهتران را گرد كردند و گفتند : * ( وَقال الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُوا من قَوْمِه لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْباً إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ 7 : 90 ) * . اگر شما مر شعيب را متابع شويد ، زيان كنيد هم در دنيا و هم دين خويش را . پس هر چند ايشان قوم را از شعيب نهى مىكردند ، شعيب همى خواند و ايشان را همى گفت : * ( وَلا تَعْثَوْا في الأَرْضِ مُفْسِدِينَ 7 : 74 ) * . به زمين خداى اندر تباهى مكنيد و خلق را از راه خدا باز مداريد و ترازو و پيمانه كم مكنيد . * ( بَقِيَّتُ الله خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ 11 : 86 ) * . چون شما ترازو و پيمانه راست داريد ، خداى عزّ و جلّ شما را ثواب دهد و بركت كند و خواستهء شما را بيفزايد . * ( قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا 11 : 87 ) * . گفتند : يا شعيب ! اين دين تو ترا چنين مىفرمايد كه ما را گويى كه آنكه پدرانمان پرستيدند ، از بتان [ b 47 ] دست باز داريد . * ( أَوْ أَنْ نَفْعَلَ في أَمْوالِنا ما نَشؤُا 11 : 87 ) * . و ما را از خواستهء ما باز دارى تا هر چه خواهيم كنيم ، خواهيم كم كنيم خواهيم افزون . * ( إِنَّكَ لأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ 11 : 87 ) * . تو مردى نابخردى و بر راه راست . و اين سخن استهزا بود شعيب را و بر وى فسوس گفتند ، چنان كه مردى كه خواهى كه گويى بىخردى ، گويى با خردى ! و شعيب گفت : * ( يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ من رَبِّي 11 : 88 ) * . خداى تعالى راه راست كرد و هويدا كرد . * ( وَرَزَقَنِي مِنْه رِزْقاً حَسَناً 11 : 88 ) * . و مرا
248
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 248