responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي    جلد : 5  صفحه : 565


هذا رأس مالي ، و لا حاجة لنا في هذا الرّبح ؛ ثم قال : يا مصادف ! مجالدة السّيوف أهون من طلب الحلال . [1] ( 1 ) امام صادق « ع » - آن حضرت ، كارگر وابسته اى به نام « مصادف » داشت ، او را نزد خود خواند و هزار دينار به او داد و گفت : خود را براى سفر به مصر آماده كن ، زيرا كه نانخورهاى من فراوان شده‌اند . . . پس مصادف كالايى ( براى فروش ) تهيّه كرد و همراه تاجران به طرف مصر به راه افتاد . چون به مصر نزديك شدند ، كاروانى كه از مصر بيرون آمده بود به ايشان برخورد ، از اهل كاروان در بارهء وضع كالايى كه با خود داشتند - و كالايى بود مورد نياز عموم - پرسيدند ، معلوم شد زمينهء آن در مصر خالى است ؛ از اين رو اينان با يك ديگر قرار گذاشتند كه كالاى خود را با سودى كمتر از دينار به دينار نفروشند .
پس چون پولهاى خود را ( پس از فروش ) جمع كردند و به مدينه بازگشتند ، مصادف نزد امام صادق « ع » آمد و دو كيسه با خود همراه داشت ، در هر كيسه هزار دينار ؛ گفت : فدايت شوم ! اين كيسه سرمايه است ، و آن ديگرى سود . امام « ع » فرمود : اين ربح زيادى است ، بگو ببينم چكار كردى با كالا ؟ مصادف جريان را شرح داد كه چه كردند و چه قرارى گذاشتند . امام صادق « ع » فرمود : سبحان الله ! به زيان مردمى مسلمان با يك ديگر قرار مىگذاريد كه از هر يك دينار كالا يك دينار سود بريد ؟ آنگاه يكى از دو كيسه را برداشت و گفت اين سرمايهء من ، و ما را نيازى به اين سود نيست ؛ سپس فرمود : اى مصادف ! نبرد كردن با شمشير ، آسانتر است از طلب كردن مال حلال .



[1] . « كافى » 5 / 161 - 162 .

565

نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي    جلد : 5  صفحه : 565
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست