نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي جلد : 5 صفحه : 487
< فهرس الموضوعات > نگاهى به سراسر فصل < / فهرس الموضوعات > نگاهى به سراسر فصل در اين نگاه به بيان دو فايده مىپردازيم . < فهرس الموضوعات > 1 - ضرورت كار براى انسان برحسب مقياسهاى تكوينى ( آفرينشى ) : < / فهرس الموضوعات > 1 - ضرورت كار براى انسان برحسب مقياسهاى تكوينى ( آفرينشى ) : امام صادق « ع » ، در رسالهء توحيدى معروف خود ( معروف به « توحيد مفضّل » ) ، به موضوعى ژرف و سازنده اشاره كرده و چنين فرموده است : « انظر يا مفضّل ! إلى لطف الله - جلّ اسمه - بالبهائم ، كيف كسيت أجسامهم [1] هذه الكسوة ، من الشّعر و الوبر و الصّوف ليقيها من البرد و كثرة الآفات ؛ و ألبست قوائمها الأظلاف و الحوافر و الأخفاف ليقيها من الحفا ، إذ كانت لا أيدي لها و لا أكفّ و لا أصابع مهيّأة للغزل و النّسج ، فكفّوا بأن جعل كسوتهم في خلقتهم باقية عليهم ما بقوا ، لا يحتاجون إلى تجديدها و الاستبدال بها ؛ فأمّا الإنسان فإنّه ذو حيلة و كفّ مهيّأة للعمل ، فهو ينسج و يغزل و يتّخذ لنفسه الكسوة ، و يستبدل بها حالا بعد حال [2] ( 1 ) اى مفضّل ! به لطف خداوند بزرگ نسبت به چارپايان توجّه كن كه چگونه بدنهاى آنها با مو و كرك و پشم پوشانده شده است ، تا از گزند سرما و بسيارى از آفات محفوظ باشند ، و دستها و پاهاى آنها داراى سمهاى شكافته و ناشكافته است تا از آفات پابرهنگى در امان مانند ؛ و چون آنها دست و كف و انگشتانى آماده براى رشتن و بافتن ندارند ، پوشش آنها در آفرينش چنان شد كه تا زندهاند بر روى تنشان باقى بماند و نيازى به تجديد و عوض كردن نداشته باشند ؛ امّا انسان چاره گرى مىداند ( از نيروى فكر برخوردار است ) ، و دست تواناى بر كار دارد ، و مىتواند به كار برخيزد و نخ بريسد و از آن پارچه براى پوشش بدن خود فراهم آورد ، و زمانى پس از زمان ديگر لباس خود را عوض كند » .
[1] . در چند جاى اين حديث ، چارپايان ، به منزلهء مردم ( ذوى العقول ) شمرده شدهاند ، و ضمير « هم » براى آنها به كار رفته است . [2] . « بحار » 3 / 98 - 99 .
487
نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي جلد : 5 صفحه : 487