اقتصادى ) تقسيم شدهاند . گروه نخست داراى پنج شاخه است ، و گروه دوّم بيش از يك شاخه ندارد ( گوسفند در تعبير رمزى و نمادى ) . و بهره كشى ، در روابط ميان اين دو طايفه پديد مىآيد ، به طورى كه « يأكل عزيزها ذليلها و كبيرها صغيرها [1] ( 1 ) نيرومندان فرودستان و بزرگتران كوچكان را مىخورند » . و مظهر اصلى اجتماع - بنا بر مفهوم اين حديث - گرگ و گوسفند است كه در اين روزگاران به جاى آنها پاره اى از اين تعبيرات متقابل به كار مىرود :- سرمايه داران ( 1 ) - رنجبران ( 2 ) .- و در تعبيرهاى اسلامى :- مستكبران ( 1 ) - مستضعفان ( 2 ) .- متكاثران ( 1 ) - مقتصدان ( 2 ) .- مترفان ( 1 ) - محرومان ( 2 ) .- توانگران ( 1 ) - نيازمندان ( 2 ) .- صاحبان نعمت ( 1 ) - اهل نياز و حاجت ( 2 ) .- اغنيا ( 1 ) - فقرا ( 2 ) .- اشراف ( 1 ) - مردم ( 2 ) .- قوى ( 1 ) - ضعيف ( 2 ) .- آكل ( خورنده ) - ( 1 ) - مأكول ( خورده شده ) ( 2 ) .- طاغوتان ( 1 ) - مؤمنان ( 2 ) .- گرگ ( 1 ) - گوسفند ( 2 ) .- سران و بزرگان ( 1 ) - پيروان و فرودستان ( 2 ) .و آشكار است كه استمرار زندگى آكل و مأكولى در ميان دو طبقهء ياد شده ، مولود استقرار يافتن نظامى سياسى است كه يا بهره كش و خودكامه باشد ، يا در برابر متكاثران و سرمايه هاى بادآورده برخوردى قاطع نداشته باشد . براى استقرار چنين نظامى و استحكام يافتن اركان آن ، به وجود چهار گروه يادشدهء ديگر نياز است تا هر يك از آنها كار
[1] . « تحف العقول » / 57 ، از سخنان امام على « ع » .