نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي جلد : 4 صفحه : 85
* ( عَلَيْه آياتُنا قالَ أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ ) * ، [1] بازدارنده اى از خير ( رسيدگى به ديگران ) ، متجاوزى گناهكار ، درشتخويى - با اين همه - بىاصل ، ( و چنين است ) از آنكه ثروتى دارد و پسرانى ، هر گاه آيات ما بر او خوانده شود ، مىگويد اينها افسانه هاى پيشينيان است ، 3 - * ( قالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِه لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ : أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّه ) * ؟ . . . [2] سران مستكبر قوم او ( صالح ) به مستضعفانى از آن قوم كه ايمان آورده بودند گفتند : آيا شما چنان مىدانيد كه صالح فرستادهء پروردگار خويش است ؟ . . . 4 - * ( وَقالَ الْمَلأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ : أَ تَذَرُ مُوسى وَقَوْمَه لِيُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ ؟ قالَ : سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَنَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ ) * ، [3] سران قوم فرعون ( به او ) گفتند : آيا موسى و قوم او را به حال خود وامىگذارى تا در زمين تباهى كنند ، و ( موسى ) تو را و بتان تو را فرو گذارد ؟ ! گفت : پسران ايشان را خواهيم كشت ، و زنانشان را ( براى بردگى ) زنده نگاه خواهيم داشت ، ما بالاتر از ايشانيم و بر آنان چيرهايم ، 5 - * ( فَما آمَنَ لِمُوسى إِلَّا ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِه ، عَلى خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَمَلَائِهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ ، وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِي الأَرْضِ وَإِنَّه لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ ) * ، [4]