نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي جلد : 4 صفحه : 605
از سطح طبيعى زندگى پايين آورد ، و به بدبختى و عقب ماندگى و محروميّت از خيرات زندگى و سلامتى بدن و پرورش روح و استوارى در اعتقاد و عمل كردن به احكام دين محكوم سازد ؛ و نه فقرى كه پيامبر اكرم « ص » ، آن را سبب گمراهى مردم و خارج شدن از دين شمرده است [1] ؛ و نه فقرى كه امام على بن ابى طالب « ع » ، در بسيارى از سخنان خود به نكوهش آن پرداخته است [2] ؛ و نه فقرى كه پيامبر اكرم « ص » و امام صادق « ع » ، آن را مايهء نزديك شدن به كفر شمرده اند ( كاد الفقر أن يكون كفرا ) [3] ؛ و نه فقرى كه ائمّهء طاهرين « ع » در دعاهاى خود ، از آن به خدا پناه بردهاند [4] ، و از پيامبر اكرم « ص » اين دعا نقل شده است : « أعوذ بك من الفقر [5] ( 1 ) ( خداوندا ! ) به تو پناه مىبرم از فقر » . پس حديث - بنا بر آنچه عرضه كرديم - « تابلو » ى زنده است كه از زندگى پيامبر اكرم « ص » سخن مىگويد و آن را تفسير مىكند ، از آن جهت كه آن حضرت فقر را براى خود برگزيده بود ، و بدين گونه از مترفان كناره گرفت ، و با آنان به نبردى هماره پرداخت ؛ و فقيران و محرومان و بينوايان را دوست مىداشت و با آنان مجالست مىكرد و بر سر يك سفره مىنشست ، و در شادى و غم همدم آنان بود . پس با نگرشى ژرف در معنى و منظور حديث ، آشكار مىشود كه اين كلام با هدف براندازى آن مفاخرات بىپايه و ارزشهاى ناچيز ، از مقام اقدس نبوى صادر شده است نه براى تثبيت و ترويج فقر و پسنديدن آن براى مردم . بعضى از علما براى اين حديث معانى ديگرى قائلند [6] ، كه در
[1] « اصول كافى » 1 / 406 . [2] « نهج البلاغه » / 1089 و 1166 و 1238 ؛ « عبده » 3 / 152 و 192 و 229 ، و « غرر الحكم » . [3] « امالى » شيخ صدوق / 262 . [4] دعاى 30 ، از « صحيفهء سجّاديّه » ، نيز فصل 30 ، از اين باب ، بند « يط » . [5] « بحار » 72 / 32 . [6] چنان كه گفتهاند ، منظور از « فقر » ، در امثال اين حديث ، « فقر نورى » است نه « فقر مادّى » ، و فقر نورى به معنى فقر ذاتى و امكانى است ، يعنى نياز روح در بقاى خود ( و استدامهء فيض ) به خداى متعال ، نه فقر معيشتى ، يعنى نياز بدن در خوراك و وسايل زندگى به مردمان .
605
نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي جلد : 4 صفحه : 605