نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي جلد : 4 صفحه : 504
مالك اشتر - با همهء عظمت مقام - معصوم نيست ، بلكه يكى از مسئولان برجستهء حكومت اسلامى است ، پس ملاك حاكميّت اسلامى اين گونه ارزشها و عملكردهاست ، كه در « عهدنامه » و همانندهاى آن آمده است ، نه اينكه تحقّق بخشى به آنها تنها وظيفهء امام معصوم « ع » است . بنا بر اين ، اين ارزشها را « مقياس » گير ، و همه چيز را با آنها بسنج ، و به آنها معتقد باش و وفادارمان ، تا گوهر « ايمان » را كه سرمايهء ابدى انسان است پاس داشته باشى . و بدان كه هر كس و هر مقام و هر گروه ، در گرو اعمال خويش است . و ارزشهاى دين خدا جاودانى است . و ما بايد خود را به آنها و تحقّق بخشى به آنها نزديك كنيم ، تا « نام دين » را هماره تابناك و الهام آفرين نگاه داريم ، و خداى ناخواسته ، باعث افت تعاليم آسمانى و ارزشهاى متعالى بيمانند ، از نظر ناآگاهان نشويم ، و به دست آگاهان مغرض دستاويز ندهيم . . . < فهرس الموضوعات > يه - شركت ندادن مستضعفان در قضاياى سرنوشت ساز ، و در احزاب سياسى و مجالس محلَّى و شورايى < / فهرس الموضوعات > يه - شركت ندادن مستضعفان در قضاياى سرنوشت ساز ، و در احزاب سياسى و مجالس محلَّى و شورايى < فهرس الموضوعات > قرآن < / فهرس الموضوعات > قرآن 1 - * ( . . . وَما أَنَا بِطارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا ، إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ ، وَلكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ ، وَيا قَوْمِ مَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ الله إِنْ طَرَدْتُهُمْ ، أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ؟ ) * ، [1] . . . من كسى نيستم كه مؤمنان را طرد كنم ، چه ايشان به ملاقات خداى خود خواهند رفت ؛ ليكن من شما را ( اى گروه توانگران و اشراف ) ، مردمى نادان مىبينم ، اى قوم ! اگر ايشان را طرد كنم ، چه كس مرا از عذاب خدا رهايى