نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي جلد : 4 صفحه : 335
تنها خود را به مهلكه نمىاندازند ، بلكه توده هاى مردم را به تباهى و بىبند و بارى و كوردلى و سقوط مىكشانند ، و سرچشمه هايى مىشوند براى فسادهاى فردى و اجتماعى و اخلاقى و تربيتى و اقتصادى و معيشتى . . . كه هيچ اميد صلاح و اصلاحى از آنان نمىرود . براى همين قرآن كريم در بارهء آنان چنين هشدار مىدهد و با اين تعبير كوبنده [1] مردمان را از آنان مىپرهيزاند ، و موقعيّت اجتماعى آنان را خرد مىكند : * ( وَلا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ ، الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ وَلا يُصْلِحُونَ ) * [2] ، دستور مسرفان را اجرا نكنيد ، آنان كسانيند كه در زمين فساد مىكنند و ( هرگز ) دست به اصلاح نمىزنند ، » 3 - واقعيّت اسراف : لازم است متوجّه اين حقيقت باشيم كه ميانه روى و اسراف از امور واقعى است و آثار محسوس و عينى دارد ؛ و آن دو ، يعنى ميانه روى و اسراف ( كه ضدّ ميانه روى است [3] ) ، دو طبيعت متضاد با يك ديگر دارند . و اين دو امر ، در همهء بعدهاى كمّى و كيفى زندگى طبيعى و در سطوح مختلف تلاشهاى مادّى در جريانند ، و تنها به خرج كردن و مصرف كردن و كيفيّت و كميّت آن دو اختصاص ندارند ، بلكه - بطور ضرورى - اصل مال و مالكيّت را ، پيش از آنكه به مرحلهء مصرف برسد نيز ، شامل مىشوند . بنا بر اين ، جمع تكاثرى مال نيز گونه اى اسراف است ، كه سخن در بارهء آن پيش از اين گذشت . [4] در پرتو آنچه گفته شد ، هر تجاوز از اندازهء ميانه اسراف است ، خواه كميّتى و مقدارى باشد و خواه كيفيّتى و اوصافى ؛ پس اسراف در اين موارد واقع مىشود : ( 1 ) - در كميّت مالكيّت . ( 2 ) - در كيفيّت مالكيّت .
[1] تعبيرى كه فيض كاشانى در بارهء آن فرمود : « دليل بر آن است كه مسرفان ، صد در صد ، مفسدند » - صفحهء 320 . [2] « سورهء شعرا » ( 26 ) : 151 - 152 . [3] « تحف العقول » / 296 ، از سخنان حضرت امام موساى كاظم « ع » . [4] فصل 24 ، از اين باب ( همين جلد ) .
335
نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي جلد : 4 صفحه : 335