نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي جلد : 4 صفحه : 217
الاحبار كوفت و به او گفت : اى يهودى زاده [1] ، تو را چه رسد كه در بارهء احكام مسلمانان نظر بدهى ؟ سخن خدا از گفتهء تو درستتر است كه فرموده است : * ( الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ الله ، فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ ) * . [2] < فهرس الموضوعات > فائده < / فهرس الموضوعات > فائده در اصول ( مدارك قديمى و معتبر ) تاريخى آمده است كه : ابو ذر غفارى روزى به مجلس عثمان بن عفّان وارد شد ، خليفه گفت : اگر كسى زكات مالش را داده باشد ، آيا ديگرى حقى به مال او دارد ؟ كعب الاحبار گفت : نه ، اى امير مؤمنان ! پس ابو ذر به سينهء كعب كوفت و گفت : دروغ گفتى اى يهودى زاده ! سپس اين آيه را تلاوت كرد : * ( لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ ) * . . . [3] سپس گفت : آيا نمىبينى كه مسلمان ( متمكَّن ) ، بجز زكات ، حقها ( هزينه ها ) ى ديگرى نيز بايد بپردازد . [4] < فهرس الموضوعات > نتيجه اى مهم < / فهرس الموضوعات > نتيجه اى مهم اين نظريّه را در بارهء اموال ، با نظريّهء امام صادق « ع » در بارهء « زكات باطنى ( غير رسمى ) » - كه در فصل چهل و يكم از باب دوازدهم خواهد آمد [5] - مقايسه كنيد ، زيرا كه سرچشمهء هر دو يكى است . و آنچه از اين تعاليم اسلامى و نظاير آنها به دست مىآيد ، اين است كه ملاك در بخشيدن مال از بين بردن فقر از عرصهء جامعهء اسلامى و زندگى انسان
[1] يهوديان در كشورهاى اسلامى محترمند و حقوقشان محفوظ است ، و در صورتى كه مسلمان شوند ، در حكم مسلمانان ديگرند . بنا بر اين ، تعبير جناب ابو ذر بايد اشاره اى باشد به نفوذى بودن كعب . [2] « تفسير قمى » 1 / 51 - 52 ؛ « بحار » 22 / 426 . [3] آيهء مباركه و ترجمهء آن ، در آغاز فصل ، گذشت . [4] « الغدير » 8 / 295 . [5] ( جلد ششم ) .
217
نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي جلد : 4 صفحه : 217