نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي جلد : 6 صفحه : 699
جانانه از دين - اندك اندك و با مطلع شدن از واقع اوضاع - زيانها خواهد رسيد . . . و دسته دسته به سوى اين شبهه يا آن تذبذب سوق داده خواهند شد . و چه مسئوليتى از اين بزرگتر ؟ ! و شايد كافى باشد كه كلام خويش را در اينجا با آوردن كلمه اى جاودانه از پيامبر اكرم « ص » به زبان امير المؤمنين « ع » پايان دهيم كه فرمود : « لن تقدّس أمّة لا يؤخذ للضّعيف فيها حقّه من القويّ ، غير متتعتع [1] ( 1 ) مردمى كه ضعيف آنان حق خود را از قوى - بىهيچ ترس و لكنت زبانى - نتواند گرفت ، در خور هيچ ارزشى نيستند » . تنبيه ( 8 ) تبديل حسّاسيّت جامعه ، تحريف شعور اجتماعى : جامعه داراى حسّاسيت است به همان گونه كه فرد داراى حسّاسيّت است . و اين حسّاسيّت از بزرگترين انگيزه ها براى راهنمايى و ساختن و پروردن مردم و سوق دادن آنان به تراز مطلوب ، يا شايسته ، يا مناسب ، در دو زمينهء مادّى و روحى مىباشد . و همين است كه مردمان را علاقه مند به آرمانهاى و الا و متعهّد شدن به واجبات دينى و اخلاقى و انقلابى و از خودگذشتگى و فداكارى و نظاير اينها مىكند . بنا بر اين ، مهمترين واجب براى هر كس كه در صدد رساندن خيرى به توده هاست ( و بخصوص آن كس كه اين كار را به نام دين انجام مىدهد ) ، اين است كه حسّاسيّت موجود نسبت به قضاياى اساسى را تغيير ندهد و به جهتى ديگر منحرف نكند ، بلكه بر او لازم است كه اين حسّاسيّت را نگاه دارد و هدف آن را اقدامات دگرگونساز بويژه آنچه به اقتصاد و معيشت و قسط ارتباط پيدا مىكند ، قرار دهد . پس وظيفهء جامعه آن است كه نسبت به حركات تغييرى در آنچه به قضيه اى اساسى