نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي جلد : 6 صفحه : 635
اقلَّيتى كه خود را در معرض هلاكت مىبيند ، پى به ضياع حقوق [ و امكانات سر سام آور ] خود برده ، با جدّيتى شديدتر به مدافعه مىپردازد . « رؤساى قوم بايد اين نكته را نيز از نظر دور ندارند و بدانند كه اكثريّتى كه به همراهى آنان قيام كرده است ، هنوز در تحت تأثيرات عادات و تعاملات قديمى خودش است [ و هنوز فكر مىكند كه اين سرمايه داران و متكاثران و اترافگران رفاه پرست ، به حق صاحب اين امكانات شدهاند ، و حقّ كسى در ميان آن همه اموال و امكانات نيست . . . ] . عوالم آزادى و حاكميّت را نديده است و نمىداند . چيزى كه تحصيل مىكند ، و يا براى تحصيل آن قيام كرده است هنوز از نظر او به خوبى مجسّم و معيّن نيست ؛ ولى بر عكس ، طرف مقابل [ يعنى فرعونان سياسى و قارونان اقتصادى . . . ] ، كه اختيارات غير محدوده ، امتيازات و تشخّصات خويش را از دست مىدهد ، با كمال وضوح و بطور آشكار ، ضايعات خود را حساب مىكند [ يا فرصتهايى را كه مىتواند به صورتى گسترده براى رسيدن به اميال سركش خويش و نزديكان از آنها بهره مند گردد ، در نظر مىآورد ] ، و بنا بر اين با نهايت جدّيت در مقام دفاع بر مىآيد . . . » . [1] و اينك توضيحى در بارهء پاره اى از موضوعهايى كه در اين فصل آمده است : 1 - ملَّت را چيزى جز اجراى عدالت اصلاح نمىكند : چرا ملَّت را فقط اجراى عدالت اصلاح مىكند ؟ به دو سبب : ( 1 ) - فقر و تكاثر - كه هر دو ضدّ عدالت است - دو عامل اصلى براى فساد اخلاقى ، و سقوط انسانى ، و بىبندوبارى اجتماعى ، و انحلال خانوادگى و انواع فسادها و سقوطها و اعتيادها و رشوه خواريها ، و انحرافهاى عقيدتى و فرهنگى و عملى . . . است ، كه هر يك از اينها را در