نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي جلد : 6 صفحه : 519
عملت بهنّ كفتك ما سواهنّ ، و إن تركتهنّ لم ينفعك شيء سواهنّ . قال : و ما هنّ يا أبا الحسن ؟ قال : إقامة الحدود على القريب و البعيد ، و الحكم بكتاب الله في الرّضا و السّخط ، و القسم بالعدل بين الأحمر و الأسود . فقال عمر : لعمري لقد أو جزت و أبلغت . [1] ( 1 ) امام صادق « ع » : امير المؤمنين به عمر بن خطَّاب گفت : سه چيز است كه اگر آنها را پاس دارى و به آنها عمل كنى ، از چيزهاى ديگر تو را بىنياز خواهند كرد ، و اگر آنها را ترك كنى ، چيز ديگرى براى تو سودى ندارد . پرسيد : اى ابو الحسن ، آنها چيست ؟ فرمود : بر خويشاوند و بيگانه حدود را اقامه كردن ، و در خرسندى و خشمناكى به كتاب خدا حكم كردن ، و ميان سرخ و سياه به عدالت تقسيم كردن . خليفه گفت : به جان خودم سوگند كه كوتاه گفتى و گويا . مو - عدالت ، آشكارا دم زدن از طلب آن 65 الإمام علي « ع » : . . . من استثقل الحقّ أن يقال له ، أو العدل أن يعرض عليه ، كان العمل بهما أثقل عليه ، فلا تكفّوا عن مقالة بحقّ أو مشورة بعدل . [2] ( 2 ) امام على « ع » : . . . هر كس چون حق به او گفته شود ، يا اجراى عدالت بر او عرضه گردد ، سخن حق و عدل را بر نتابد ، عمل كردن به حق و عدل بر او سنگينتر است ؛ بنا بر اين ، هيچ گاه از گفتن سخن حق ، و رايزنى در بارهء اجراى عدل ، باز مايستيد .