نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي جلد : 4 صفحه : 73
2 - * ( فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْه أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ ) * ؟ . . . [1] چرا او دستبرنجنهاى زرّين ندارد ؟ . . . 3 - * ( وَقالُوا : لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ) * ؟ [2] گفتند : چرا اين قرآن بر مرد بزرگى ( ثروتمندى ) از اين دو شهر ( مكَّه و طائف ) نازل نگشت ؟ ، ، توانگران متكاثر براى خود جاه و مقامى بزرگ و شخصيّتى ممتاز تصوّر مىكنند ، چه مىنگرند كه مالك مالهاى فراوانى شدهاند ، كه تودهء مردم چيزى از آنها ندارند ( در صورتى كه - به تصريح قرآن كريم - اين گونه اموال بسيار متعلَّق به توده هاى مردم و براى اداره شدن زندگى آنان است ؛ و به گفتهء « حديث » ، مايهء سامانيابى معيشت توده هاست ) . بنا بر اين ، آنچه توانگران امّتهاى گذشته به پيامبران و مصلحان و انقلابيّون مىگفتند ، سخن توانگران اين روزگار نيز هست ، پس متكاثران در حقيقت تمايلات جالوتى دارند ، اگر چه روزگار در محيطى ، يا افروخته شدن آتش انقلاب در جايى ، آنان را وادارد تا در صف طالوتيان ( مجاهدان عدالتخواه ) قرار گيرند ؛ پس ، از اين نكته غافل مباشيد ! حديث 1 - النّبيّ « ص » : يا ابن مسعود ! يتفاضلون بأحسابهم و أموالهم . . . [3]